تاریخ تحلیلی ننه کران
تاریخ تحلیلی ننه کران
اکبر محمد زاده اردبیل فروردین 1395
واژه ننه کران اصیل نیست به این دلیل که در زمان احصائیه و اوایل قرن جاری افرادی که سواد اندک داشته و به زبانها و گویش های محلی وارد نبوده اند برای ثبت احوال و صدور شناسنامه یا ثبت پلاکها و اسناد این کلمه را اختراع کرده اند کما اینکه در سایر بلاد هم به وفور این اتفاق افتاده است .
اصل تلفظ محلی کلمه غیر از این بوده به طوری که اگر با اصطلاح من دراوردی ننه کران بخواهیم ریشه یابی کنیم به جایی نمی رسیم. اما مردم روستا و اهالی منطقه به شکل نونه کران تلفظ می کنند . در کتاب های متاخر ریشه آنرا (در تاریخ آستارا و خوانین نمین)تالشی می دانند یا حداقل باد در نظر گرفتن پسوند کران به هیچ وجه کلمه نمی تواند ترکی باشد.
مشابه پسوند یادشده در جمکران ،لنکران ،جله کران ،علی کران و... بکار رفته است . کران برای کرانه دریا یا رودخانه یا منطقه کشاورزی اطلاق می شده است و بیشتر مناطق در قرون معاصر نام گذاری شده است .
اینکه در برخی منابع سعی می شود تاریخ این روستا را به دوهزار سال و بیشتر برسانند برای بنده مورد قبول نیست به این دلیل که با اینکه قبول داریم حتی ازدورانهای بسیار قدیم نقطه جغرافیایی دارای سکنه بوده اما اطلاق شاکله ویا نام نقطه جغرافیایی به این بحث درست نیست ،به دلایل زیر :
دلیل اول را در بالا آوردیم و پسوند کران از دوران بعد از افشاریه و زندیه به مناطق ،انهم به گویش فارسی اطلاق گردیده است.
دلیل دوم نبود آثار و بناهاست،شاید در تپه ننه کران اثر دوهزار ساله یافت شده ولی آیا عین همین ساکنان و افراد در آن ساکن بوده یا نامش همین بوده ؟مطمئنا نه
سنگ نوشته های قدیمی کهنه قبرستان هم نیاز به کاوش و بازخوانی دارد
تپه ننه کران را مانند هگمتانه یا همدان قدیم دولت می تواند تا چندین لایه مستند تاریخی اکتساف نموده حصار مناسب برای حفازت آن بکشد.
در شهرهای باستانی آثاری حداقل از دوره های سلجوقی و ایلخانی و صفوی یافت می شود ،مثال نزدیک آن اردبیل است مسجد جمعه دارد و بقعه شیخ صفی ،خانه های تاریخی و آثاری مستند از سفرنامه ها و تواریخ .
حتی نام اردبیل در شاهنامه و بوستان سعدی آمده و مثبوت است.البته منظور ما آوردن مثال بوده مقایسه بین دو نقطه جمعیتی نمی باشد. برای اثبات قدمت به هرحال این شواهد و نشانه ها لازم است.
در برخی مستندات تاریخی حتی به سنگ نوشته ها برروی قبور و نسخ های مالکیت ،فرامین شاهی و یا متون موقوفات اشاره می کردد . استدلال مانیز همین است.
پس یا در متن های تاریخی یا در سنگ قبرها یا در متون فرامین شاهی یا موقوفات و یا در یک نوشته یا نسخ متعلق به دوره مورد ادعا در شعر شاعران باید نام مکان اورده شده باشدیا یک فرد مشهور یا قبر او را درمکان بتوانیم مورد اشاره قرار دهیم. این موضوع برای استدلال ما مثلا برای اطلاق این نام در دوره صفوی می توانست به کمک ما بیاید .
در صفوه الصفا و عالم ارای عباسی محلات اطراف اردبیل ذکر نام شده است . ولی به احتمال فقط محال (دهستان )ویلکیج بوده و دوره تشکیل این محل بعد از آن باید باشد.
مواجه شدن با تاریخ درست و دور از حدس و گمان و مسائل احساسی به غنای مطلب خواهد افزود.
از آثار مشابه سنگ برافراشته یا دلمن ها و یا قبور قبل از اسلام هم که نیاز به کاوش دارد یا قلعه های مشابه اباذر و بوینی یوغون نیز تاکنون دلایل مستندی دردست نیست . مسلما اگر در دوره هایی منطقه دارای سکنه بوده اسم آنها غیر از این کلمه بوده است.
اما اصلی ترین دلیل ما به استناد آنچه از افرا مسن و نقل قولها در دست داریم کلمه دورد اولر می باشد.
بنا به اظهار برخی افراد مسن در حدود دویست سال یا کمتر قبل از این نام محل دورد اولر بوده است. روستای ننه کران که در محل تلاقی سه رودخانه دائمی و بر کرانه غربی جنگل های شهرستان نمین ساخته شده است ،ابتدا چهار خانه داشته است. این خدای نکرده تحقیر نیست بلکه نیاز ما به تحلیل درست برای دست یابی به سیر دقیق تحولات آن را می رساند.
در اوائل تشکیل سلسله قاجار به دلیل دست اندازی و تجاوزات دولت روس به منطقه قفقاز و تصرف مناطق شمال غرب ایران ،عهد نامه های گلستان و ترکمتنچای باعث تغییر مرز ایران گردید .
نقل از آستارا ویکی پدیا
آستارا به موجب عهدنامه ترکمانچای که در سال ۱۸۲۸ میلادی میان دولت ایران و روسیه منعقد گردید، به دو قسمت تقسیم شد؛ قسمتی از شهر که در شمال آستاراچای واقع است، به دولت روسیه واگذار گردید و این رودخانه به عنوان مرز میان دو کشور شناخته شد.[۴۷]
که دربند و باکو و تفلیس و ایروان جزو خاک ایران (ممالک محروسه پارس )بوده مبادلات تجاری بین مناطق در مرزهای شمالی صورت و آستارا در مجموعه روادید و تردد ها داری اهمیت یا جایگاه نبوده است.
با تغییر مرز ایران از دربند و تفلیس به رود ارس و مرز آستارا در عهد نامه ترکمانچای و حضور کشتی های تجاری و تردد آن در دریای خزر ،کشتی های روسی (پالاخود)کالای خود را برای فروش به ساحل آستارا آورده در آنجا بدلیل کم عمق بودن ساحل در چند کیلومتری ساحل لنگر انداخته باقایق های کوچک به ساحل می اوردند.
این کالاها برای ارسال زمینی به اردبیل و تبریز از راه گردنه حیران حمل میشد چاروادار یا چهارپادار بارها را بااسب وقاطر از راههای مذکور عبور داده وارد اولین نقطه در غرب گدیک یعنی نونه کران میشد.
برای نمونه دیگر که در مطالعات بنده به انها استناد می کنم به متن زیر توجه فرمائید:
جهانگردی به نام «ابت» (Abbott) که در سال ۱۸۴۳ از آستارا دیدن کرده، دربارهٔ آن چنین مینویسد:[۲][۵۱]
دهکدهٔ دهنهکنار در مصب رودخانهٔ آستاراست. پنجاه تا شصت خانوار جمعیت داشته و دکانهایی دارد که اجناس آنها به خارج از ایران حمل میشود. در طرف دیگر رودخانهٔ آستارا، سیصد تا چهارصد خانوار پراکندهاست که محل ایشان به نام «گیلِ کران» مشهور است. اما از خاک ایران چیزی از این خانهها دیده نمیشود. در اینجا پنجاه تن قزاق روسی به مرزداری مشغولاند. دیگر از روسیان در اینجا نشانی نیست. رئیس گمرک آنجا به اجناسی که وارد خاک روسیه میشود، مهری میزند و آنها را به لنکران میفرستد تا به کار گمرک آنها رسیدگی شود. قرنطینهٔ روسها نیز در لنکران است. دهانهٔ رودخانه آستارا پنجاه تا شصت یارد است که فعلاً آب در آن جاری است؛ اما بستر اصلی این رودخانه بیشتر از این مقدار است. آستارا بندرگاهی ندارد و کشتیها بارهای خود را تحویل قایقها میدهند و به ساحل میآورند. حدود ناحیهٔ آستارا به ساحل شمالی رودخانه نیز کشیده میشدهاست و حد جنوبی آن در خاک ایران به رودخانهٔ چیلوندمیرسد. ظاهراً این ناحیه کمجمعیت است. در کوهستان جمعیت ثابتی نیست و در دشت و زمینهای هموار، غیر از دهکدهٔ دهنهکنار، چهار دهکدهٔ دیگر نیز وجود دارد
اولین فعالیت های گمرک آستارا را در دوره فتحعلی شاه نوشته اند ودر سند مورد اشاره در تاریخ استارا نامه حکومتی وعکس پرسنل امده است.
رشد وتوسعه نونه کران وابسته به آستارا بوده وارتباط عمیقی بین آن وآستارا در طول تاریخ برقرار بوده است.
درحال حاضر نونه کرانی ها در آستارا صاحب موقعیت وجایگاه بوده گرایش تاریخی 9آنها به استارا بی دلیل نیست. بیش از نصف فامیل های نونه کرانی ها ساکن آستارا هستند.
اسم اصلی راه ارتباطی روستا که محور قدیمی و سنتی –به احتمال زیاد شاه عباسی – را در گوگل مپ اصلاح کردم و به صورت صحیح "آق مسجد یولی "تغییر یافت. چون دقیقا در امتداد آن بعد از عبور از مناطق گدوک و جنگل های شرق استان اردبیل به روستای آق مسجد و سپس چملر و دگرمانکشی ختم می گردد.
اگر از مصب رودخانه های طرفین گدوگ راه مناسب احداث گردد با کمترین عوارض و صعود به ارتفاعات طرفین به هم وصل می گردد.راه ارتباطی مورد نظر از درمان کشی و چملر و روستای آق مسجد عبور و به نونه کران ختم می شد.
بابا صفری در صفحه 32 جلد دوم این مسیرا آورده است؛
در اواخر سلطنت پهلوی اول با در نظر گرفتن تلفات انسانی مسیر گردنه حیران طرح مسیر جدید
این مسیر در خط القعر کل منطقه گدوگ و حیران قرار داشته و با مشخصات آنچه که راههای مشابه دارند به نظر راه شاه عباسی نشان می دهد.
در زمان شاه عباس صفوی برای اینکه راههای ایمن ایجاد کنند ،اکثر گذر گاهها را از راهزن و سارقین امن گردانند ،اولا راهها را به خط الراس تپه ها کشیده اند تا کاروان مسافرتی بر اطراف مسلط باشد ثانیا در دامنه شمالی تپه کشیده اند تا در ماههای سرد سال برفش زود آب شود . و بدلیل امکان تسلط راهزنان و سیل راههای مصب رودخانه را به بالای تپه انتقال دادند .مشابه آن را که بعدا در احداث راهها تغییر داده شد دقیقا در گردنه صائین و گردنه لنگان داریم .
راه شاه عباسی گردنه صائین از کلیان و ارتفاعات نیر عبور می کردو کاروانسرای سنگی در مسییر و امروزه آنرا به خطالقعر مسیر رودخانه
شواهد در مسیر سنتی و قدیم اردبیل - آستارا همین مطلب را نشان می دهد.
راه شوسه اردبیل آستارا به روستای آریاتپه انتقال و راه جدید از مسیر تونل حیران و نمین احداث گردید .
با احداث راه جدید آسفالته مسیر اردبیل آستارا 15الی بیست کیلومتر دورتر شده و حدود ده کیلومتر محور بیشتر در مرز میان ایرن و آذربایجان بخصوص طول مسیر صعب العبور گردنه از سه راهی دگرمانکشی تا تونل حیران افزوده شده است .
در صورتی که در مسیر دگرمانکشی - چملر - آق مسجد یا گیلده - به ننه کران ، مزیت کاهش فوق العاده طول گردنه را داشتیم.
راه اصلی روستا که به گدوک و ییلاقات تالش منتهی می گردد آق مسجد یولی می باشد.که بنا به نقل قولها قرار بوده راه آهن اردبیل به شمال از آن بگذردو تا سه کیلومتر آماده سازی شده بود.
امروزه اگر دنبال بهترین مسیر و ارزان ترین مسیر برای احداث بزرگراه و راه آهن بین اردبیل تا آستارا باشند و در عین حال بخواهند از پل های بزرگ دره ای و هزینه های گزاف بکاهند تنها راه فنی و اصولی از گیلده به سمت ننه کران می باشد
این را نه از روی تعصب بلکه با مقایسه همه موارد اصولی ازجمله طول مسیر و عوارض توپوگرافی و شیب طولی آن و استراتژی احتراز از استقرار مسیر در مرز می نویسم.
فاصله آستارا تا آق چای 20کیلومتر
فاصله گیلده تا ننه کران 9کیلومتر
فاصله ننه کران تااردبیل 24کیلومتر
بالحاظ الحاقات و اضافات ناشی از قوس و سرپانتین و عبور از شیب ها و عوارض طبیعی 5 کیلومتر
اگر مسیر از نوجه ده امتداد داده شود و به دگرمان کشی یا گیلده ختم گردد حدودا 58کیلومتر
--------------
مسیر فعلی بین اردبیل _آستارا 75کیلومتر می باشد.
اینکه می گویند راه و حمل و نقل رکن توسعه هست عملا اثبات شده است. اگر موقعیت یاد شده در یکی دو مقطع تاریخی بمورد اجرا در می امد رونق و توسعه دوره قاجار و پهلوی اول در دست بود.
البته اگر به تحولات کل منطقه دقت داشته باشیم این موقعیت همزمان از دست اردبیل هم در رفته است.
برابر اسناد موجود در اواخر دوره قاجار تجار ارمنی به اردبیل مهاجرت کرده در آن ساکن شدند . این بدلیل تردد کاروانهای تجاری از آستارا و اجناس مبادله ای بین آستارا و تبریز بوده که بدلایل ذکر شده ازجمله رونق یافتن گمرک سهلان و راه آهن تبریز به جلفا اتفاق افتاده است .
جالب است برای اتصال تبریز به راه آهن سراسری روسیه حدود سیصد کیلومتر بیشتر راه آهن در مرز کنونی ایران - آذربایجان و ارمنستان کشیده شده که بدلیل اختلافات آذربایجان و ارمنستان بیش از بیست سال است متروک مانده است.
ارامنه اردبیل در سالهای بعد از جنگ جهانی اول از این شهر کوچ کردند .و بدلیل تاجر مسلک بودن و ادامه فعالیت خود به شهرهای ارومیه و تبریز نقل مکان کردند.
به موازات حضور کاروانهای تجاری در کاروانسرا خدمات و صنایع و امکانات وابسته به تدریج به آن جذب شده مقدمات جمعیت پذیری آن فراهم می گردد،از طرفی جنگلهای دست نخورده منطقه با انگیزه هایی ازجمله استحصال چوب و نجاری ،تحصیل زمین کشاورزی و سوخت به تدریج تخریب و جایگزین مناطق کشت وزرع شد.
این اتفاق در سالهای حدود 1200باید افتاده باشد. در کجا ،در دورد اولر .
استحصال زغال مورد نیاز مصرف اردبیل و درختان چند صد ساله ای که برای ساخت درب و پنجره و پوشش بام خانه ها شده حکایت از تخریب گسترده جنگل طی دویست سال گذشته شده است . البته نکته تاریخی آن استناد به احاطه جنگل و عدم امکان وجود شهر یا روستای بزرگ در محل مثلا برای بازه زمانی پانصد سال یا بیشتر می باشد. تا همین اواخر هم این روند ادامه داشته خاک مرغوب جنگلی مزارع کشاورزی نیز گواه این مطلب است.
پس مشابه روستاهای کوچکی که امروزه نیز در میان جنگل های حوزه جغرافیایی آستارا داریم مثل درمان کش و مشند وحاجی امیر و حیران و ... روستای دورد اولر با چهار خانه در احاطه جنگل در محل دایر بوده است.
با رونق یافتن و مبادلات تجاری که دردوره های محمد شاه و ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و تا اوایل پهلوی اول صورت گرفته ،بازار ننه کران و نقاط جمعیتی آن شاهد مهاجرت و حضور طوایف نه گانه به شرح زیر گردیده است و اگر به ریشه هرکدام و نقل قولها و روایات شفاهی مراجعه کنیم هرکدام از یک محل آمده و در اینجا ساکن شده اند تا هم صاحب زمین کشاورزی گردیده هم از اشتغال و تجارت آن بهره مند گردند:
طایفه ها شامل : امراللی بدللی خلفه لی از روستای خلیفه لو پسنلی(بسین لی -در اصل بوسجین لو)- از روستای بوسجین نیر شوشانلی صادقلی (در محاوره سادللو) موسی کندلی قزللی دورد اولی حاجللی و سیدلر
سادات ننه کران با مشاهده رونق و آوازه روستا و مرکزیت تجاری آن حدود صدو پنجاه الی صدو هفتاد سال قبل از خلخال به این روستا کوچ کرده اند.
در کنار آن هستند کسانیکه از روستای سولا (نورزاد)،دگرماندرق (جعفر پور )،خان کندی ( ) ، قره چناق (جعفرزاده)،میرزانق (نوروزی ) - کله سر و عده ای که از انزاب و سراب مهاجرت کرده بودند.
حضور عشایر سیاه چادر
این عشایر برای کارهای ساخت الک وغربال و ابزار کشاورزی در کنار روستا اتراق می کردند و اکثرا اوایل تابستان می آمدند
کوچ و اسکان موقت کردها
در دوره پهلوی اول و کوچ اجباری طوایف کرد ،چند خانوار از کردها برای مدت کوتاه به این روستا مهاجرت و در بالای تپه مشهور به محل اسکان کردها اسکان یافته به دلایل نامعلوم دوباره کوچ کرده اند .
اکراد در روستای کریق - کردعلیلو ماندگار شده اند اما به دلیلی نامعلوم در ننه کران نتوانسته یا نخواسته اند ماندگار شوند. این اتفاق در حدود سالهای 1308و 1309 روی داره است.
بدلیل گسترش زمین های کشاورزی و در نظام ارباب رعیتی دوره قاجار ،مرکزیت محال ویلکیج شمالی را به ننه کران می دهند. این امر باعث شده سرانه مراتع و زمینهای در اختیار روستا بالاتر از سایر مناطق گردد.
صنایع و خدمات و تجارت به شیوه سنتی و جمعیت روستا و تاسیس مراکز آموزشی ،آنرا از زوالی که علت آنرا در پائین ذکر می نمایم تاحدود برای مدت نیم قرن یا بیشتر نجات داده است در شرایطی که ساحل آستارا عمق مناسب و مرکزیت لازم برای تبدیل شدن به بندر را نداشته بندر انزلی از آن پیشی می گیرد همزمان روسها در تبریز تا مرز نخجوان راه آهن احداث و مبادلات مرزی به کلی از آستارا حذف می گردد این امر سیستم سنتی و دوره قاجاری مبادله کالا را محدود به نموده به مبادلات کم رونق و ساده محصولات دامی و کشاورزی و باغی بین اردبیل و آستارا تنزل می دهد.
راه ارتباطی نقش مهمی را در توسعه مناطق ایفا می نماید. از همین روی تغییرات و تحولات منطقه ای و حتی جهانی تاثیر عمیقی بر آینده و رونق و پیشرفت یا تنزل منطقه می گذارد کما اینکه با احداث راه اصلی اردبیل - آستارا که از شهر نمین عبور کرده کل معادلات به نحو نمین چرخیده و مرکزیت و رونق آنرا به دنبال داشته است.
رشدو توسعه مرتبط با آستارا
اگر ارتفاعات صعب العبور گدوک و شیب تند مسیر نبود و دلائلی که در اثر تغییر مسیر اردبیل آستارا می توان برشمرد دست به دست هم نمی دادند.کوتاه ترین مسیر مابین دو شهر همچنین با شیب ملایم از ننه کران می گذرد
یکی از شواهد و دلایل زنده تشکیل روستا با فعالیت گمرک آستارا بعد از عهد نامه ترکمان چای ارتباط تجاری و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی روستا با شهر آستارا می باشد.
درصد بالایی از مهاجرت اهالی به آستارا بوده در آستارا طایفه بزرگی تشکیل داده اند . همچنین اشتغال و تجارت اهالی نیز با این شهر می باشد.
تشکیل گمرک سهلان و تکمیل راه آهن تبریز به نخجوان ،همچنین اهمیت یافتن بندر انزلی بدلیل مرکزیت و به دنبال آن نقش راه آهن سراسری ایران در دست یابی به دریاهای ازاد برای یک دوره مشخص 50 ساله تازمان فروپاشی شوروی و باز شدن مرزها،آستارا را به انزوا برده بود بطوریکه حتی در حال حاضر باوجود تاکیدات و تلاش ها هنوز آستارا بعنوان بندر فعال شناخته نمی شود . از دلایل آن علاوه بر عدم مرکزیت و عدم اتصال راه آهن سراسری ،کم عمق بودن ساحل آستارا و مشکل پهلو گیری کشتی های غول پیکر باری در آن می باشد.
با احداث راه آهن ترانزیتی کریدور شمال -جنوب که به آستارا ختم می گردد این پتانسیل را می شود فراهم آورد از سوی دیگر تقویت محور حیران باعث خواهد شد بخشی از مبالدلات به مقصد تبریزو ارومیه و اردبیل و ترانزیت زمینی کشور ترکیه از همین مسیر صورت گیرد.
اما نقطه جمعیتی که با پتانسیل و بنیه یکصد ساله شکل گرفته با مرکزیت و جذب صنایع و اشتغالی که برای خود صورت داده موقعیت خودرا علی رغم این مشکل حفظ می کند ،تاسیس مدرسه به این مهم کمک کرده باعث می شود روستا به حیات خود و رونق نسبی ادامه دهد.
در دوره پهلوی اول مطالعات و اقداماتی برای احداث راه آهن مابین اردبیل ،آستارا که از این محل عبور می کرده صورت گرفته با وقوع جنگ جهانی دوم و بازگشت آلمانیها به بوته فراموشی سپرده می شود.
شیخ ابراهیم مشهور به پیر لنگ در اواخر عمر خود به روستا آمده و پس از فوت در محل مرتفعی که امروزه قبرستا تربت نامیده می شود دفن می گردد.
وقف اراضی زراعی
آقای عبدالحسین صدری که صاحب منسبی در استانداری آذربایجان بوده در نظام ارباب رعیتی اراضی روستا را از دولت اجاره نموده یا به نحوی مالک و خراج پرداز ده یک بوده است دو دانگ روستاهای ارپاتپه موسی کندی و و ننه کران متعلق به وی و سه دانگ آن متعلق به خانم صدرالحاجیه و یک دانگ آن متعلق به رحیم ودادی بوده است.
پنج دانگ متعلق به صدری ها توسط ایشان وقف و یک دانگ آن به نام رحیم ودادی به روستائیان فروخته شده است. البته در سابق سازمان تعاون روستایی به نمایندگی وزارت کشاورزی هر شش دانگ را به زارعین فروخته و نسخ صادر کرده بود.
آثار تاریخی
هردو تپه تربت و تپه ننه کران با ملاحظه مورفولوژی اطراف آن نشان می دهد که قاعدتا تپه طبیعی نبوده دست بشر در تشکیل آن دخیل می باشدو از سوی دیگر در ادوار و سنوات گذشته می توانسته این دو تپه آتشکده یا نقطه تخریب شده جمعیتی باشد.
زمین های مجاورتپه ننه کران پراز پاره استخوان و پاره سفال هست بطوریکه زمین را که شخم می زنند این پاره ها در خاک سطحی نمایان می گردد. و در شعاع حدود دویست متری پراکنده شده برخی سفالها پاره کوزه و ظروف بصورت نقاشی و رنگ شده بوده حیف است در زیر گاو اهن خراب شوند . به نظر می رسد بهترین کار حصار کشی و خرید زمین های اطراف وحفظ این نقطه باستانی توسط میراث فرهنگی می اشد.
وجود و همزمانی پیداشدن استخوان با سفال شکسته و ظروف نشان میدهد نقطه جمعیتی به یکبار و احتمالادراثر زلزله ویران شده یا در اثر هجوم یک قوم دیگر .
کاوش باستان شناسی می تواند دقیق مردمی را که در شهر مرده اند و تارخشان را معین کند. احتمالا کسانی را با جسد درسته و استخوان های کامل کنار ظروف پیدا کنند آثار زخم ادوات جنگی پیداشد فرض دوم درست در می ایداگر آثار خوابیده در بستر یا نشسته در منزل بود زلزله باعث ویرانی آن شده است.
در برخی کاوش ها مشاهده می شود که انسان ها به صورت در زیر آوار مانده از خاک بیرون می آیند که نشان دهنده وقوع زلزله می باشد . از سوی دیگر در آثار تاریخی دیگر می بینیم افراد باجمجمه شکسته و جای شمشیر و دست بریده دفن شده اند که نشان دهنده وقوع جنگ و کشتار می باشد.
نقل از دکتر نادر گلزاد:
"در مورد تپه باستانی روستای ما مطالبی نوشته شده است.اما با کنار هم گذاشتن این اطلاعات که در روستای حور،هیر و هیران، آتشکده های قدیمی وجود داشته است و روشنایی این آتشکده ها از آتشکده های مجاور مشاهده می شده است. وجود یک آتشکده در بالای این تپه محتمل به نظر می رسد. البته نوشتار اقامت گاه های قبلی با”ه” به صورت”هیران”،”هیر”،و “هور” صحیح است. این کلمات به معنای آتش می باشند."
"نقل از مهدی محمدزاده":
درکتاب تاریخ تبریز جلد دومش در باره ننه کران مطالبی نوشته شده که تاریخ ننه کران بر می گرده به۳۰۰۰قبل از میلاد مسیح در منطقه شنقار عبادت گاهی بوده که مردمش در کنار رودخانه چسبیده به جنگل زندگی می کردند آنجا ت روایت شده حداقل دوتا پادشاه از اینجا رد شده پادشاه یزدگرد سوم و محمود غزنوی . از لحاظ جغرافیای چون محل کوچ عشایر یا ییلاق منطقه تالش بوده ، در کتاب تاریخ استارا و حکام نمین نیز مشابها آورده است.
شایان ذکر است تپه شنقار در شمال شرقی روستا در نزدیک جنگل ممرزه قرار گرفته است.
حمام ننه کران نیز یادگار دوران در حد قاجاریه می باشد. این حمام درست در نقشه حمام های باارزش تاریخی ساخته شده و مرمت آن می تواند باعث رونق گردشگری شود.سیستم آب آور و فاضلاب آن هم مثال زدنی بوده که در جای خود نیازمند کاوش و تحلیل و بحث هست.
راه ارتباطی شوسه اردبیل -آستارا از روستای همجوار ارپا تپه عبور داده شده سپس راه اصلی را از نمین عبور می دهند . این دو مورد و دلایل بالا موجب افول و عقب ماندن روستا از سایر نقاط گردیده است.
در تاریخ تهیه لغت نامه دهخدا جمعیت انرا 900نفر یاد کرده اند در دهه 60 به حدود 1600نفر رسیده در حال حاضر 792نفر جمعیت ساکن دارد.
مسجد ننه کران که با پوشش چوبی و نقش و نگارهای نجاری قدیم ساخته شده بود در سال 55 یا 56در اثر آتش سوزی ازبین رفته دوباره مسجد فعلی توسط سید عبدالغنی موسوی احداث می گردد.
زیارتگاه یا امامزاده در روستا وجود نداشته دلیل آنهم همانطور که ذکر گردید در دوره مهاجرت سادات علوی در سالهای حدود قرن سوم هجری به ایران احتمالا یک منطقه صعب العبور جنگلی بوده است.
در جنگل های ممرز موسوم به اولاس لیق محلی هست به نام نجاران که درختان تنومند نیل داشته برای کارهای درب و پنجره سازی حتی سرستون مسجد قدیمی از آن استفاده کرده اند.
در این مطلب سعی خواهم نمود فصلی بنگارم در باب سابقه توسعه فرهنگی منطقه نمین بخصوص روستای مورد مطالعه ، البته برای غنای آن نیازدارم از راهنمایی و کمک سایر عزیزان و صاحب نظران استفاده نمایم.
امیدوارم بتوانم حق مطلب را ادا کنم .
همچنان که اشاره شده در مقالات قبلی در یک مقطع خاص تاریخی که اتفاقات زیر در منطقه و محالات همجوار افتاده یک نقطه جمعیتی چهار خانواری به یک قطب جمعیتی حدودا 500 خانواری تبدیل گردیده و بازار پر رونق و حوزه نفوذ گسترده را به دنبال داشته است.
1- تغییر مرز های بین المللی بین کشور ایران و روسیه تزاری
2- صنایع خاص روسی در دوره تزار نیکلای
3- اکتشاف نفت و تجهیز چاههای نفت بندر بادکوبه
4- فعالیت گمرک آستارا
5- ارتباط دریایی ایران و روسیه تزاری در دوره قاجار
6- مهاجرت تاجران ارمنی به اردبیل
7- استقرار کاروانسرای قوجا دیکی در یک منزلی اردبیل
8-نزدیک ترین مسیر ترانزیتی زمانهای مورد اشاره در مقاله مابین تبریز و بنادر بادکوبه و بنادر شمالی دریای خزر
شامل آستاراخان و ماخاچ قلعه
9- تغییر مرز زمینی از دربند به آستارا و احتمالا قطع ارتباط مستقیم تفلیس - تبریز
حوزه نفوذ مرکز دهستان ویلکیج شمالی در یک برحه شکوفای تاریخی شامل کل روستاهای تا شعاع ده کیلومتر برای اخذ خدمات بوده و همزمان سوق بازار شاهد حضور دستفروشان و فروشندگان و تاجران مناطق دور دست حتی منطقه شمالغرب خلخال بوده است.
محصولات باغی از باغرو و عنبران و میناباد ،صنایع دستی مناطق ارشق و باغرو و فرشهای دست باف از سایر مناطق ، همچنین گلیم و جاجیم منطقه طالش در بازار نونه کران به فروش می رفت .
عشایر مناطق غرب آستارا مایحتاج خود را از این نقطه جمعیتی تهیه و از حوزه ویلکیج جنوبی هم مراجعات روزانه داشتند.
سوابق توسعه فرهنگی
الف - تاثیر ارتباط فرهنگی آستارا و نمین
ب- آموزش مکتب خانه ای
ج- آموزش سواد قرانی
د-
.
معیارهای توسعه
همجواری جنگل - مرتع - زمین مرغوب کشاورزی -رودخانه ها و چشمه های پر آب - رطوبت و بارندگی کافی پتانسیل بالای اقتصادی برای منطقه فراهم آورده است.
اکبر محمد زاده Akbar Mohammadzade