اقتصاد ایران برنامه پذیر نیست حداقل اینکه برنامه های اقتصادی که در کتابها و منابع علمی غربی برآنها پرداخته شده در اقتصاد ایران قابل اجرا نیست. علت آن چیست؟  

     با عرض سلام بنده در اقتصاد سررشته ندارم در دوره ارشد چند واحد درسی ما مرتبط با برنامه ریزی و مهندسی سیستم ها و اقتصادمهندسی بود کلاس های دکتر خاکی و دکتر افندیزاده دکتر امین فر بخصوص از محضر دکتر غلامرضا شیرازیان بهره مندشدیم یادم می آید در اداره دوسه بار دوره گذاشتند از جمله مرحوم حسین عظیمی در تهران دوره گذاشت در دوره ایشان و آقای دکتر بهشتی و آقای افراسیاب خدابخش تا آنجا که از بحث های ایشان یادم می آید و تحلیل های حاصل از برداشت شخصی به شرح زیر عرض می نمایم که؛

نظام توزیع در ایران بسیار تعدادو پراکنده هست به ازای هر سه متر بر خیابان یک واحد توزیع داریم. زمین های کشاورزی ما بسیار پر تعداد و قطعات زمین زراعی کوچک داریم روستاهای زیاد و پراکنده داریم و تعداد جمعیت معطل دام و زراعت و باغداری بسیار واحدهای تولید کوچک یا کم توان یا کم رمق داریم و مشکل دار.

مثال فرض کنید میزان مصرف سالانه و تقاضای محصول کشآورزی یک میلیون تن در سال هست اگر در کل کشور صد نفر تولید کننده داریم به راحتی می شود به صد نفر بر نامه داد که چه میزان کشت کنند تا نیاز سال آینده برای مصرف یا صادرات تامین گردد. اما اگر مثل حال حاضر ایران میلیونها قطعه زمین و میلیونها زارع داشته باشی چطور می شود به اینهمه زارع و در اینهمه زمین برنامه تولید ریخت. ؟

نتیجه چه می شود؛ یک سال پیاز زیاد می کارند ولی مثلا گوجه نه پیاز به ثمن بخس فروخته می شود گوجه حکم کیمیا پیدا می کند سال بعد زارع چون در پیاز ضرر کرده اصلا پیاز نمی کارد و چون گوجه قیمت نجومی داشته گوجه زیاد می کارد دوباره برای پیاز سر گوجه می آید.

وقتی هر سه متر امتداد کل خیابانها مغازه هست . این یک مفهوم کلی در پشتش هست پراکندگی و تنوع و تعداد زیاد محل توزیع خب شاید صحبت اشتغال و عدم امکان حذف آن به میان بیاید اما بحث های منطقی زیر را در ذهن داشته باشیم تا بتوانیم بهتر قضاوت کنیم. از آنجا که در شهری مثل اردبیل فرضا ۲۳ هزار مغازه وجود دارد این یعنی به ازای هر ۲۲ نفر جمعیت یک مغازه هیچ اقتصاد دان قدری قادر به برنامه ریزی بر ای اینهمه واحد نیست . در حال حاضر ۱۳۰۰دستگاه وانت بار نیز در حال توزیع غیر رسمی میوه هستند این ایراد نظام توزیع کنترل عرضه بخصوص کنترل قیمت را به راحتی از اختیار برنامه ریزان خار ج می کند.

شما استحضار دارید دولت طی بیست سی سال گذشته مخالف مهاجرت روستائیان به شهرها بوده.

حتما رمان جان اشتاین بک را خوانده اید "خوشه های خشم" من موافق دکترین ترومن هستم باید دلیل علمی کار را فهمید بعد قضاوت کرد در سری داستانهای خوشه های خشم دولت خرده مالکان روستایی را به اجبار به شهرها کوچ داده

وقتی از کل خانوار روستایی و کل جمعیت ساکن روستا ۲۰ سی درصد شاغل بخش کشاورزی واقعی هست بقیه جمعیت به دلایل استراتژیک کشوری یا سیاست گذاری کاهش تقاضا در شهر در روستا نگه داشته شده اند. بیکاری پنهان در روستا پدید می آید از طرفی امکانات زیربنایی پراکنده تر و وسعت کار بیشتر می شود دولت با کمال افتخار طی شش برنامه در بحث برخورداری بسیار کریمانه عمل کرد به این ترتیب.. در کل روستاها امکانات زیر بنایی از جمله برقرسانی آبرسانی جاده و تلفن گاز رسانی احداث خانه بهداشت توسعه زیرساخت های آموزشی و زیر ساخت های پشتیبانی کشاورزی و دامپروری را تقریبا کامل برقرار کرده تا حد امکان توسعه سیستم های ذخیره آب و سد سازی و آبخیز و آبخوان داری را پیش برده زیر ساخت هایی برای توسعه و تشویق تولید انجام به بهسازی محیط روستایی و ایجاد معابر پرداخته است در همین راستا بسازی مسکن روستایی به جد دنبال و وام های کم بهره احداث مسکن مقاوم و نظارت و طراحی متناسب صورت داده است اینها در جوار ارتقای دانش و بهره مندی جمعیت روستایی صورت گرفته است این یعنی بالابردن سطح برخورداری و کاهش فاصله بین برخوردار و غیر برخوردار.

ایرادی که این بر نامه دارد تشدید تنوع و تعداد و پراکندگی غیر قابل کنترل مراکز تولید و توزیع و در اصل پراکنده نمودن امکانات درسطح بسیار وسیع می باشد که بزرگترین  عیب برنامه ریزی توسعه کشور آنرا بنده تلقی می کنم.

اگر روزانه ۹۰ میلیون لیتر بنزین مصرف می کنیم اگر سالانه میلیونها تن محصول باغی داریم اگر در تولید گندم به مرز خود کفایی رسیده ایم اگر طرح های محوری در شیلات و دام و تولیدات گیاهی و دامی داریم اگر حرفی بزنیم که نشان دهنده فلاکت و بدبختی باشد واقعا بی انصافی هست. اینهمه دارو تولید می کنیم اینهمه مواد غذایی اتفاقی نیست اینکه از کل کشورهای همسایه ب ای معالجه به ایران می آیند در کنترل کرونا در مراکز درمانی اقتدار نشان دادیم هیچ کدام اتفاقی نیست.

   یعنی باید واقع بین باشیم.