یکی از مصادیق غیر علمی برخورد با مشکلات ترافیکی شهرها نگاه حذفی به آن است . همه از متخصص و غیر متخصص و مسئول و سیاستمدار و شهروند،می خواهند آنرا حل کنند . درحالی که رویکرد در ست در مسائل اجتماعی و موضوعات چند وجهی رویکرد برنامه ریزی و مدیریت است نه حل مساله . حل مساله ریاضی به یک جواب منتهی می شود البته در مسائل انتزاعی و جبر ،معادلاتی داریم که چند مجهولی و چند جوابی هستند که در شرایط مختلف جواب های مختلفی بدست می دهند ....در بینهایت فلان می شود در مبدا مختصات فلان و در نقطه فلان صفر می شود شیب منحنی عوض می شودماکزیمم و مینیمم ونقطه عطف کدام است  و قص علی هذا .... ترافیک معضل نیست عارضه است که جوهر آن در نیازها و شریانهای حیاتی هرجامعه واقع شده جوهر قابل حذف نیست پس عرض هم غیر قابل حذف است. حل مساله معنی ندارد ، ترافیک مولتی سکتوریال است مولتی دیسیپلنری است و مولتی پرابلم . طرح و برنامه و راهکاری که هفتاد درصد به هدف می خورد برابر صد در صد است و هیچ راه مطلق تک جوابی برای دستگاه چند معادله چند مجهولی مبهم ترافیک وجود ندارد . نباید به اشتباه دید ریشه کنی به ترافیک داشته باشیم و یک روئین تنی پیدا شود که کاری قهرمانانه بکند که فردا صبح از خواب بیدار شویم و بگوئیم "خدارو شکر ترافیک حل شد"