تابش زمینه کیهانی
سوال :
چرا تابش پس زمينه ي كيهاني در تمام جهان وجود دارد . و الان به ما می رسد؟ چرا می گویند 13.7 ملیارد سال طول کشیده تا به ما برسد ؟ مگرسرعت ما از نور بشتر بوده؟ چرا در تمام جهات منتشر می شود؟ کسی می تونه توضیح بده؟ لطفا با دلیل توضیح بدهید که چرا می می توانیم این تابش رو از تمام جهات آسمان دریافت کنیم؟ چرا هنوز وجود دارد؟ کی به اتمام می رسد؟ آیا نور در جهان از بین میرود؟ یا مثل تالار آیینه دور تا دور جهان گردش می کند؟ من خیلی وقته ذهنم مشغول این تابش پس زمینه هست. چیزهای زیادی هم خوانده ام دربارش ولی قانع نشدم که چرا این تابش انفجار بیگ بنگ الان به ما میرسد.?
Re: تابش پس زمينه ي كيهاني چرا هنوز وجود دارد؟
جهانی محدود ولی نامسدود
اولین بار جورج گاموف و همکارانش با محاسبات نظری وجود تابش زمینه کیهانی را پیش بینی کردند . با در نظر گرفتن اینکه انبساط جهان از زمان هابل ثابت شده بودبطوریکه دور شدن کهکشانها در داده های رصدخانه ای به اثبات رسیده متعاقب آن محاسبات نظری به سوی تصور جهان جدید و محاسبه شعاع و چگالی آن منجر و با پارادوکس دوسیتیر اینشتین محاسبات خود را تجدید نظرکرد. در داده های اخترشناسی هرچه فضای دورتری از جهان را مشاهده می کنیم زمان عقبتری را رصد کرده ایم این مورد تا دوره کوازارها پیش می رود.
این نکته که ما در محاصره ماده جهان از همه طرف هستیم و از هر جهت که فضای دورتری را رصد کنیم به این نتیجه نخواهیم رسید که یکی از جهات به طرف مرز و دیگری به طرف مرکز می باشد،مشابه آنچه در منظومه شمسی در دیسک سیاره ای داریم ،در جهان مفهومی ندارد.بنابر این ،تابش زمینه به طور یکنواخت از تمام جهات قابل دریافت می باشد.
نکته ای که یکی از دوستان متوجه آن شده بسیار ظریف است .اگردر یک نقطه مرکزی فرضا تمام ماده جهان متمرکز بوده و ما در طول 13میلیارد سال مرتب در حال فاصله گرفتن از آن هستیم این استدلال نتیجه می دهد که ما سرعت مان باید از تابش زمینه بیشتر باشد و قبلا به این نقطه رسیده باشیم و به دنبال ما موج از راه رسیده آنرا دریافت می کنیم.(تابش زمینه را بصورت موجی که از یک چشمه مرکزی می آید تصور کرده ایم)و در حالت فوق بایستی موج متشکل از هادرون با دمای 2.7کلوین ازما گذشته قطع گردد.
برای رفع ابهام مختصرا اشاره می کنم که جهان مورد تصور در حالت فوق شامل یک حباب ازماده در یک جداره خواهد بود که ازنقطه وقوع مهبانگ تا جداره خالی ازماده بوده مرتبا این حباب درحال گسترش و دور شدن ازمبدا میباشد.
علی رغم سادگی ظاهراین مورد ، مساله پیچیده ای می باشدو از محاسباتی نتیجه گیری شده که قبل از استوین وینبرگ و کتاب "بیگ بانگ""سه دقیقه اول جهان " انجام داده اند(لحظه ای که هادرونها بوجودآمدند). همینقدر در نظر بگیرید با ثابت های کیهانشناسی که اینشتین و دیگران به محاسبه شعاع جهان و سرعت انبساط آن مبادرت کرده اند. ما در جهانی محدود ولی نامسدود زندگی میکنیم که مرزهای مجازی دارد .
در واقع جهان ما آنطور که در ذهن سوال کننده متصور شده کروی نیست .که در این صورت برابر استدلالی که در اول آوردیم جهان بصورت یک حباب توخالی در می آمد.
چون جهت ارجحی و جود ندارد و جهان مرزی ندارد ،همزمان تورم فضا و ماده باهم اتفاق می افتد،لذا در تمام جهات فضایی در محیط میان ستاره ای شاهد تابش اشعه کیهانی هستیم.
با آرزوی توفیق
اکبر محمدزاده
اولین بار جورج گاموف و همکارانش با محاسبات نظری وجود تابش زمینه کیهانی را پیش بینی کردند . با در نظر گرفتن اینکه انبساط جهان از زمان هابل ثابت شده بودبطوریکه دور شدن کهکشانها در داده های رصدخانه ای به اثبات رسیده متعاقب آن محاسبات نظری به سوی تصور جهان جدید و محاسبه شعاع و چگالی آن منجر و با پارادوکس دوسیتیر اینشتین محاسبات خود را تجدید نظرکرد. در داده های اخترشناسی هرچه فضای دورتری از جهان را مشاهده می کنیم زمان عقبتری را رصد کرده ایم این مورد تا دوره کوازارها پیش می رود.
این نکته که ما در محاصره ماده جهان از همه طرف هستیم و از هر جهت که فضای دورتری را رصد کنیم به این نتیجه نخواهیم رسید که یکی از جهات به طرف مرز و دیگری به طرف مرکز می باشد،مشابه آنچه در منظومه شمسی در دیسک سیاره ای داریم ،در جهان مفهومی ندارد.بنابر این ،تابش زمینه به طور یکنواخت از تمام جهات قابل دریافت می باشد.
نکته ای که یکی از دوستان متوجه آن شده بسیار ظریف است .اگردر یک نقطه مرکزی فرضا تمام ماده جهان متمرکز بوده و ما در طول 13میلیارد سال مرتب در حال فاصله گرفتن از آن هستیم این استدلال نتیجه می دهد که ما سرعت مان باید از تابش زمینه بیشتر باشد و قبلا به این نقطه رسیده باشیم و به دنبال ما موج از راه رسیده آنرا دریافت می کنیم.(تابش زمینه را بصورت موجی که از یک چشمه مرکزی می آید تصور کرده ایم)و در حالت فوق بایستی موج متشکل از هادرون با دمای 2.7کلوین ازما گذشته قطع گردد.
برای رفع ابهام مختصرا اشاره می کنم که جهان مورد تصور در حالت فوق شامل یک حباب ازماده در یک جداره خواهد بود که ازنقطه وقوع مهبانگ تا جداره خالی ازماده بوده مرتبا این حباب درحال گسترش و دور شدن ازمبدا میباشد.
علی رغم سادگی ظاهراین مورد ، مساله پیچیده ای می باشدو از محاسباتی نتیجه گیری شده که قبل از استوین وینبرگ و کتاب "بیگ بانگ""سه دقیقه اول جهان " انجام داده اند(لحظه ای که هادرونها بوجودآمدند). همینقدر در نظر بگیرید با ثابت های کیهانشناسی که اینشتین و دیگران به محاسبه شعاع جهان و سرعت انبساط آن مبادرت کرده اند. ما در جهانی محدود ولی نامسدود زندگی میکنیم که مرزهای مجازی دارد .
در واقع جهان ما آنطور که در ذهن سوال کننده متصور شده کروی نیست .که در این صورت برابر استدلالی که در اول آوردیم جهان بصورت یک حباب توخالی در می آمد.
چون جهت ارجحی و جود ندارد و جهان مرزی ندارد ،همزمان تورم فضا و ماده باهم اتفاق می افتد،لذا در تمام جهات فضایی در محیط میان ستاره ای شاهد تابش اشعه کیهانی هستیم.
با آرزوی توفیق
اکبر محمدزاده
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۶/۲۷ ساعت 12:16 توسط اکبرمحمدزاده
|
اکبر محمد زاده Akbar Mohammadzade