پیرامون آفرینش آسمانها و زمین و انسان
بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ
دیدگاه جدید پیرامون نحوه خلقت انسان و آسمانها و زمین
نویسنده : اکبر محمدزاده
دانشگاه علم و صنعت ایران
Akbarmohammadzade@yahoo.com
چکیده :
در این مقاله در ارتباط با خلقت انسان و آسمانها و زمین در متون دینی موجود بحث گردیده با در نظر گرفتن شبهات جدید مطرح شده از سوی مجامع علمی ، به توضیح و تشریح دیدگاهی که حاوی نگرش نوین به آموزه های پذیرفته شده در ادیان ابراهیمی هست پرداخته ایم . برای این منظور هرچند تکیه و استناد ما همان متون دینی بوده اما بسیار سعی شده حالت تطبیقی پیشرفته با مرزهای دانش امروزی و مشاهدات و یافته های علمی حال حاضر بکار گرفته شودنظریه استاندارد کیهانشناسی و نظریه تکامل و بحث های انشقاق گونه ها نیز در بحث مورد استفاده قرار گرفته است. . در نهایت اثبات چگونگی و چرایی خلقت آدم و حوا بصورت اولین بار و نوآورانه ارائه گردیده است.
کلمات کلیدی(نسبیت زمان ،ادیان ابراهیمی ،تکامل ، انسان مدرن ،حوای میتو کندریایی)
مقدمه
در یک محفل بحث تقدم و تاخر زمانی پیش آمد ، یک نفر چنین استدلال کرد ، وقتی شما یک مدار دایره ای را طی می کنی آیامی توانی برای نقطه ای که در آن هستی در چند دوره آغاز و پایان تعیین کنی _درحالیکه اگر از این نقطه شروع کرده ای دوباره به آن رسیده ای.
مطابق آنچه که امروزه در محافل مذهبی و دینی مطرح هست و به تدریج به بالاترین سطوح دینی می خواهد نفوذ و گسترش خود را ادامه دهد ، حتی موثق یا غیر موثق اطلاع یافتم که پاپ مسیحیان نیز به این شبهات خواسته صحه بگذارد به نحوی که خلقت آدم وحوا و طوفان نوح ،خلقت زمین را نیز اسطوره و اشارات و مضامیر دینی نشان دهد، با این متن می خواهم بگویم که با کسب مختصری از دانش نباید تیشه به ریشه تمام عقاید زد آنهایی که قبلا بصورت کامل اثبات شده اندیا آنها را کنار گذاشت ، این را شاید در نظر اول تعصب دینی بدانیم و با آن به مقابله برخیزیم ، متافیزیک بدانیم و انرا از علم بدور داریم ، اما دو نکته می خواهم یاد اور شوم ، اولا با علم و دانش موجود و با استناد به آن این بیانات و تشریحات و اسطوره خواندن خلقت را مطرح کرده ثانیا برای اصلاح دیدگاه و کنار گذاشتن موارد تحریف شده و ذکر موارد پیشرفت داده شده که غیر علمی نیست اتفاقا به هردو حوزه کمک می کند.
به این مطلب دقت کنید : از زبان پاپ نقل کرده اند که من بعد از این به افرینش آسمانها و زمین در شش روز اعتقاد ندارم خلقت آدم و حوا را اسطوره می دانم ،داستان طوفان نوح را کودکانه تلقی کرده است بهشت و جهنم وجود ندارد ما رو حانیون آغوش خود را بروی علم می گشائیم و تعصب دینی را کنار می گذاریم .....
نوعی فرار به جلو ، شاید هم سخن ایشان نباشد .در انتها گفته شده که وقت آن رسیده که به اصلاح متون و نوشته ها و اعتقادات بپردازیم. با صحبت اخیر گوینده سخن موافقم چون متون کتاب مقدس و اناجیل تحریف شده هستند و تاحد زیادی دست بشر در نوشتن آن دخیل بوده که اصلاح آن به شرط تطابق با حقایق دین مبین اسلام بسیار مفید و موثر خواهد بود.
این بدین معنی است که ما دین باوران دوباره خودرا در شرایطی نظیر محاکمه گالیله می بینیم که اگر با علم امروز مقابله کنیم تخطئه خواهیم شد و یا دیدگاهها به ما بد شده ضد علم معرفی خواهیم شد ویا توجیهی برای نگهداری از باورهای خود نخواهیم داشت لذا قبل از اینکه حمله ای به انجام شود سنگرهای خودرا ترک کرده ایم.اما واضح است که این راه حل نیست و می توان گام به گام و پویا با علم حرکت کرد .
اتفاقا دین باوری و مذهب باید پویا باشد نه راکد و منجمد ،لذا در اینجا به تشریح دیدگاه مترقی و منطبق با دانش روز با هدف اصلاح دیدگاه و شاید در جهت برداشتن گامهای بعدی رشد و تعالی می پردازیم.این بیانات گالیله در 1633است:
وقتی که می پرسم ؛خورشید ،ماه ،زمین و ستارگان و حرکات و وضع آنها کار کیست شاید به من خواهندگفت کار خدا ست. وقتی که می پرسم کتاب مقدس کار کیست ،به یقین به من گفته می شود که کار روح القدس یعنی باز هم کار خداست . حالا اگر بپرسم که هرگاه که کار روح القدس کلماتی بکار ببرد که برای فهم مردم –عموما مردم عادی-تضاد آشکار دارند ،اطمینان دارم که با ذکر امثله فراوان از نوشته های مقدس به من گفته می شود که البته این رسم کتاب مقدس است که صدها مطلب را در بردارد که اگر عینا نقل شود چیزی جز کفر و زندقه نخواهد بود ،زیرا در آنها خدا موجودی سرشار از کینه ،خطا و فراموشکار جلوه گر می شود . اگر اکنون بپرسم که آیا خدا ،چنانچه مردم باید او را بشناسند ،پیوسته کار خودرا تغییر می دهد یا طبیعت به دلخواه آدمی تغییر پذیر نیست و در دسترس قرار نمیگیرد ،همیشه حرکت ،شکل و تقسیمات جهان را ثابت نگاه داشته است،به یقین به من خواهند گفت که ماه همیشه گرد بوده ولو آنکه مدتی آنرا پهن به شمار می آوردند . برای آنکه همه اینها در یک جمله خلاصه شود :هیچ کس ادعا نخواهد کرد که طبیعت برای آنکه کارش مورد پسند آدمیزاد قرار گیرد پیوسته در تغییر بوده است.اگر چنین بود ،آنوقت می پرسیدم که چرا برای آن که بتوانیم قسمت های مختلف جهان را درک کنیم بیشتر لازم است که گفتار خدارا بررسی کنیم تا کردارش را؟ پس آیا کردار کمتر از گفتار مقدس و محترم است؟اگر کسی فکر کند که گفتن این که کره زمین حرکن می کند کفر است و بررسی و آزمایش های بعدی نشان دهد که واقعا زمین حرکت می کند ،چه اشکالاتی که کلیسا با آن مواجه نخواهد شد! اگر برعکس ،هرجا که کردار و گفتار نتواند سازگار شوند ،کتاب مقدس را فرعی به شمار آوریم ،صدمه ای به آن وارد نخواهد شد؛زیرا اغلب برای پیروی از افکار عامه آنرا تغییر داده و چه بسا صفات نابابی را به خدا منسوب ساخته اند . بنابراین باید بپرسم که چرا هرجا که کتاب مقدس از خورشید و ماه سخن می گوید اصرار براین داریم که نوشته های آن شکست ناپذیر به شمار می آید.
گالیله برای اثبات حرکت زمین دو موضوع تجربی را بیان کرد ؛اولا اگر پرتابه ای را بصورت کاملا عمودی به بالا پرتاب کنبم بدلیل حرکت زمین ،هنگام پائین آمدن مسیر مورب منحنی را طی خواهد کرد. همینطور اگر گلوله ای را از بالای برج به پائین بغلتانیم این گلوله بئلیل چرخش زمین مسیر منحنی را خواهد پیمود.
اما نظام بطلمیوسی استدلال کرده بود که اگر زمین با سرعت زیاد مانند دوک می چرخد سنگها و موجودات روی آن باید در آسمان پرتاب شود و هیچ شالوده ای نمی تئاند آنها را در جا محکم نگهدارد .با همین استدلال ساده بساط کروی بودن زمین را برای مدتهای مدیدی در هاله ای از ابهام فروبرد ،اراتستون معتقد به کروی بودن زمین بود و محیط آنرا با دقت خوبی در اسکندریه تعیین کرده ایت ، ابوریحان بیرونی همچنین معتقد به کروی بودن زمین بود و می گفت چون در هنگام خسوف سایه آن بصورت دایره روی ماه می افتد.
خلقت حضرت آدم با ژنوم انسان مدرن
در مشاهدات و پژوهش های علمی که صورت گرفته ،رهگیری ژنتیکی انسانهایی که در حال حاضر در دنیا زندگی می کنند مارا به جد پدری واحد که اتفاقا از دوران آن چندان نمی گذرد میرساند در این مورد سابقه ژنتیکی ما از ده یازده هزار سال فراتر نمی رود این موضوع دونکته را می تواند به ما برساند، قبل از همه توضیح می دهد که ما نیای مشترک داریم ، این دونکته عبارت از این خواهد بود که یا انسانهای قبل از یازده هزار سال پیش در اثر عصر یخبندان یا حوادثی خاص ازبین رفته بودند و زمین خالی از انسان بوده، یا اینکه انسانها در زمین بودند و زندگی می کردند ، خداوند یک نفر مشابه کامل ژنتیکی آنرا به اصطلاح نسخه بدل آنرا خلق کرده است و سپس حوا را خلق کرده است.
اما چطور این کار ممکن است؟و چه معنی می دهد؟
به خاطر داشته باشیم که خداوند تنها قدرتی است که توان ساختن ما از خاک را دارد ؛بگذارید از اینجا شروع کنم که ابوعلی سینا نمی توانست معاد جسمانی را بپذیرد ، خداوند با خلق آدم از خاک و دادن کل خصوصیات ژنتیک بشر موجود یا قبل زیسته در کره زمین خواسته نشان دهد که من دوباره این تبدیل خاک به شمارا انجام خواهم داد.
بنابراین دو سناریو نبودن حتی یک نفر درفاصله مابین یک اتفاق ویرانگر انقراض نسل بشر تا یازده هزار سال پیش و سناریو حضور داشتن آدمهایی که از دو الی شش میلیون سال پیش تکامل یافته بودند را پیش می بریم.
بدن ما ساختمان بسیار بسیار پیچیده ای است که طی میلیونها سال صفات اکتسابی و صفات مشترک را کسب کرده است. برای مثال گفته می شود ژنهای ما 97 درصد با شامپانزه مشترک هست این حقیقت علمی را نگرش و دیدگاه ما تکذیب نمی کند در واقع با الگوی دیدگاه دینی در تضاد یا منافات نمی بیند.
ما قبول می کنیم که با میمونها از یک رده منشعب شده ایم ،قبول داریم که دریک مقطع زمانی دم ما افتاده ،صاحب مغز بسیار قوی شده ایم و موهای بدن مان ریخته و شکل چهره و فیزیک بدنی و قیافه ما تغییر یافته است. این تغییر مارا به آنچه که در حال حاضر زندگی می کنیم و شرایط و وضعیت آن رسانده است. هیچ جای نگرانی یاشبهه نیست ، اینها قابل قبول و منطقی در عین حال موردی برای باورهای دینی ایجاد نمی کند.
اگر آنچه که نقل شده یا در کتابها و منابع علمی موجود هست با اموزه های دینی در قران و انجیل و کتاب مقدس مقایسه کنیم به یک درک مشترک می رسیم و می توانیم مطابق آنچه که مرسوم محافل علمی هست بیان استاندارد از آن را در قالب نظریه یا گفتمان مشترک به همین نام اظهار و هماهنگ نمائیم ، کسی که دنبال برداشت های غلط یا در صدد ایجاد شبهه و حاشیه پردازی باشد در خارج از این دایره قرا خواهد گرفت.
تحلیل و استنتاج از تاریخ ،علم است
با اتفاقات و ماجراهایی که در قرون وسطی رخ داد وبلاها مشکلاتی که کلیسا برسر علم آورد مقاومت و حساسیت فوق العاده ای در برابر کلیسا و متافیزیک و قبول بسیاری از مسائل از طریق کتب مقدس و آموزه های دینی شکل گرفت و به سرعت به پیشرفت دانش بشری منجر گردید . این تخطئه علم و انحراف مسیر حقیقت یابی تجربی و مبتنی برواقعیت به مسائل و رفتارهای قبول کورکورانه و نقلی مسائل از قرون هشتم هجری به این طرف درمیان مسلمانان نیز متاسفانه رواج داشته است. محاکمه گالیله و تخطئه کوپرنیک و تیکوبراهه باعث گردید اروپا و مهد های علم نوپا به سرعت راه خود را از کلیسا جدا کردند ،دوره رنسانس جای دوره تاریکی را گرفت .این موضوع بعدا به حوزه های دین و اخلاق و اداره جامعه نیز گسترش یافت و مارتین لوتر کتاب مقدس را ترجمه کرد تا همه بدانند در آن چه نوشته شده است.
حوزه های مختلف ادبیات و هنر و علوم اجتماعی و دانش های تجربی به سرعت پیشرفت کرده و با کلیسا زاویه بسیاری ایجاد کردند در ابتدای قرن بیستم این زاویه به دایره اخلاق و مذهب نیز گسترش یافته افراد لائیک و پوشش های غیر متعارف و روابط اجتماعی با شعار آزادی فکرو اندیشه و رفتار تمام ابعاد زندگی غرب را در برگرفته به سرعت در دنیا اشاعه گردید.
در همین اثنا کیهان شناسی وباستان شناسی و زمین شناسی باستانی بسیار پیشرفت نموده و حقایق بسیاری از جهان اطراف ما و سرگذشت زمین و موجودات زنده و بشر بدست آمد. شیوه زندگی و محل و نحوه حضور بشر در قرون و هزاره های گذشته به دقت مطالعه گردید. و امروزه می دانیم که این تاریخ گذاری و بیان حقایق دورانها چقدر با اهمیت و در حقیقت علم است.
پیدا کردن شواهد انسان نئاندرتال و کرومانیون و انسان راست قامت وانسان آفریقایی و انسان مدرن و توالی نسل ها هم تحقیقات تجربی هست و هم تاریخ ،همین تاریخ نگاری به سابقه زمان حرکت انسان مدرن از آفریقا -20 هزار سال پیش -رسم نقاشی های درون غار در فرانسه -16هزار سال قبل-زغال یافت شده در غار لاسکو در جنوب فرانسه تاریخ گذاری کربنی شده و 900+/-15516سال را نشان می دهد عبور بشر از تنگه برینگ-11هزار سال قبل –زغال مربوط به آثار استون هنج در جنوب انگلستان 275+/-3798سال و زغال یک درخت سوخته در دریاچه کریتر در اورگون 250+/-6453سال .تاریخ گذاری لفاف کتانی کتاب اشعیای نبی از طومارهای بحرالمیت که اخیرا یافت شده مربوط به قرن اول یا دوم قبل ازمیلادمسیح 200+/-1917 میباشد
زیستگاههای انسان باستان در سراسر نیمکره غربی با استفاده از قطعات پوب ،صندلهای الیافی و خرده های استخوان سوخته نوعی گاومیش و نظایر اینها تاریخ گذاری کربنی شده و نتایج حاصله ناشی از این است که انسان در حدود دوران آخرین عصر یخبندان یعنی حدود 11500سال قبل به دنیای جدید پا نهاد . در آن زمان سطح آب اقیانوسها اساسا پائین تر از سطح کنونی بود و بشر آن زمان می توانست مسیر سیبری به آلاسکا را از طریق تنگه برینگ پیاده طی نماید
این ایده ها عملا متکی برپایه ریاضی عرضه شده است و شیوه های مشابهی در شیمی ،زیست شناسی و فیزیک بکار گرفته می شوند.حدود بیست هزار سال پیش آخرین یخبندان کره زمین شروع شد و تغییرات شگرفی در زمین پدید آمد .این امکان وجود دارد که کل نسل بشر در این یخبندان از بین رفته و به مدت هشت هزار سال مابین شروع و پایان یخبندان هیچ بنی بشری برروی کره زمین زندگی نکرده است.همزمان تغییرا ت گسترده خشکی و دریاها تمام آثار قبل از 11500سال را از بین برده است.
در یازده هزار سال پیش خداوند آدم را برابر نسخه موجود از بشر در کره زمین خلق کرد و تنها اوست که قادر است از خاک اینهمه سلول و استخوان و پوست و گوشت و رگ و پی خلق کند ، ایا این امکان دارد بلی همانطور که برای ابراهیم پرنده ها را بهم پیوند داد ، همانطور که به پرنده ساخته شده از گل در دست عیسی توان زنده شدن و پرواز داد همانطور که به عصای موسی امکان تبدیل شدن به مار داد.
همچنان که عیسی مرده را زنده کرد ، همچنان که عیسی را بدون پدر خلق کرد ، همان کسی که شتر ناقه صالح را از کوه خلق کرد ،همان کسی که به اذن او سام پسر نوح بعد از سه هزار سال توسط عیسی مسیح زنده شد و با مردم صحبت کرد ، همان کسی که عزیر را بعد از صد سال زنده کرد و اصحاب کهف را سیصد سال زنده نگهداشت .
شاید بگوئید همه اینها در متون دینی هستند و علمی نیستند ، باز در نظر داریم که اینجا مقابله با متون دینی دارد اتفاق می افتد پس ما حق داریم در این مورد بخصوص دقیقا از متون دینی کمک بگیریم و استفاده کنیم ، چه کسی است که زنده و حی و حاضر است ، در یازده هزار سال پیش هنگام خلقت آدم ، پنج هزار سال پیش در طوفان نوح، چهار هزار سال پیش در زنده نگهداشتن ابراهیم ،در سه هزار و پانصد سال پیش در دوران موسی و دوهزار سال پیش در دوران عیسی ، و هزار و چهارصد سال پیش در دوران عیسی که با بشر حرف زده و راه و چاه نشان داده و برای بشر راهنما فرستاده ، این مشابهت بیان چه چیزی را روشن میکند؟
اینکه یک نفر هست که به آدم و نوح و ادریس و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد کتاب و دین فرستاده است. حتی تحلیل تاریخ و مطابقت دادن ماجراها و اتفاقات و شواهد تاریخی هم جزو روشهای علمی مورد قبول در جهان هست، علم فقط فیزیک و شیمی و زیست شناسی نیست ، تاریخ هم علم است ، با تاریخ هم می شود استدلال کرد و با شواهد و نشانه های تاریخی به اثبات پرداخت، اینکه آیا آدم و نوح و موسی و عیسی و ابراهیم بوده اند ، کجاها بوده و چه کارهایی کرده اند ،دلیل مشترکات دهها پیامبری که می شناسیم ، چیست . این سیر تاریخی دین که متصل بهم تا یازده هزار سال پیش ادامه می یابد و آثار و نشانه های بیشمار و غیر قابل انکار دارد دلیلش چیست و چه استنتاجی –که اتفاقا بسیار علمی هم هست- از آن بعمل آورد.
در اینجا به این بسنده می کنم که با شواهد و دلایل محکم تاریخی و باستان شناسی ، ثابت شده است که آدم وحوا وجود داشته و ادیان ابراهیمی از یک منشا فوق بشری بوجود آمده اند.و اینکه برابر منابع ذکر شده اثبات اینکه خداوند قادر است گل را تبدیل به اعضا و جوارح بکند موجود است. در بحث اینکه چرا آدم مستقل و بدون توالی نسل بشر موجود خلق شده نیز اشاره به دو سناریو کردیم که اتفاقا حتی در صورتی که بشر در زمان هبوط آدم در زمین بوده باشد، خلقت آدم اشاره است به قیامت ، یعنی ای بشر من قادر هستم بعد از مردن و سپری شدن هزارن سال دوباره با همان اعضاو جوارح و ژنوم حال حیات تورا دوباره خلق کنم.
ما به عنوان کامل ترین موجود عالم ،این توان را دریافت کرده ایم که از طبیعت کامل ترین و حداکثر استفاده را بکنیم. اولا ما انسانها مثل سایر موجودات از مادر متولد می شویم ، در این فرایند مادر ما ژنوم حوای میتوکندریایی را از دویست هزار سال قبل به ما انتقال می دهد، ما در مقابل بیماریهایی که در طبیعت وجود دارد سیستم ایمنی پیشرفته در اختیار داریم ، چندین برابر بسیاری موجودات عمر می کنیم ، خصوصیات اکتسابی دوره غار نشینی و شکار را حفظ کرده ایم که چند مثال از انها را در اینجا بیان می کنم:
زنان مهارتهای کلامی و گفتاری و شنیداری زیادی دارند ،زنان دقیق تر از مردان به شکل و لباس و قیافه افراد توجه می کنند،مردان مهارت های حرکتی و کنترلی بالایی دارند ،هر انسانی ناخود آگاه از حشره می ترسد بخصوص اگر بصورت ناغافل و بی خبر روی پوستش حرکت کند،هر انسانی توان یاد گیری فوق العاده برای حرکات و زبانها دارد ،انسان در غار همیشه می نشسته لذا دمش افتاده و دارای کفل های متفاوتی شده . انسان از پوست شکار برای پوشیدن خود استفاده می کرده و از طرفی در محیط محصور غار زندگی می کرده لذا موهای بدنش ریخته .
بدلیل نحوه زندگی به جای پنجه دارای انگشت شده چون درختان را می گرفته و ازدرخت بالا می رفته ،همه چیز خوار شده و مغزش چندین برابر دیگر موجودات بزرگ شده است. بواسطه اینکه مغز فعالیت گسترده انجام داده بیشتر انرژی بدن را مصرف می کند بدن انسان دارای موهای بلند در سر شده است که با کل حیوانات و پستانداران متفاوت هست.
مطالعه DNA میتوکندریال نشان میدهد که ریشهی مشترکِ مادریِ تمام اقوام ایرانی ساکن در فلات ایران، به زمانی بسیار عقب تر از نظریهی مهاجرت اقوام آریایی بر میگردد. بدین ترتیب اگر تمامی اختلاط ها را از محتوای ژنتیکی نمونههای مدرن ایرانی حذف کرده و به کناری بگذاریم، اخیرترین جد ِ مشترک مادری ما (Most Recent common ancestor- MRCA)، زمانی حدود 10 تا 11 هزار سال قبل در فلات ایران میزیسته است.
واضعان نظریات انتخاب طبیعی و یا تنازع بقا ،مشابه تاریخ نگاری که بر روی زمین انجام میگیرد برای تعیین سن سنگها و قدمت لایه ها به تاریخ نگاری تنوع و دگردیسی فسیل ها و انشقاق گونه ها توجه دارند . اینکه در کتاب مقدس یا انجیل عمر کره زمین از شش یا ده هزار سال فراتر نمی رود اشکال از تحریف کتاب است ولی در اسلام چنین بحثی وجود ندارد ،امامان شیعه و مسلمانان ،از پیامبر و در خود قران نقل هایی در باب نسبیت زمان و طبیعت و ماورائ الطبیعه وجود دارد . به نحوی که با تطبیق آنها به همدیگر می بینیم ادیان الهی نباید با چهار میلیارد سال بودن عمر زمین مشکل داشته باشند ،با عصرهای زمین شناسی و بمباردمان سنگین مشکل ندارند و براحتی قابل پذیرش هست. ازجمله علی بن ابی طالب و منابع دست اول و اصیل اسلامی به نحوه پیدایش زمین و آبها اشاره نموده است . در مباحث مفصل تر به نقل کامل آنها خواهیم پرداخت.
نسبیت زمان در متون و منابع اسلامی
برای مثال در داستان سلیمان و ملکه سبا نسبیت زمان و تونل زنی زمانی نقل شده است اینکه یک روز در پیش خداوند برابر هزار سال ماست،ارواح و ملائکه در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به پیش خداوند عروج می کنند . در جریان خلقت آسمانها و زمین معتقدیم در روز دحوالارض ،خشکی از میان آب بیرون آمده است. بارندگی صدهزار ساله در تاریخ زمین شناسی در متون اسلامی مطابقت دارد.
در عالم تشیع و کلا جهان اسلام برخلاف برداشت نابخردانه آقای داوکینز ما معتقدیم پیامبر در کسر ثانیه فاصله بین مکه و بیت المقدس(مسجد الاقصی )را طی کرده است. سه یا چهار آیه در قران هست که نشان می دهد منظور از یوم ، شبانه روز نیست ،یک روز در نزد خداوند برابر هزار سال ماست و حتی یک روز در قیامت برابر پنجاه هزار سال است. کل اتفاقات از قبیل مردن همه مخلوقات و زنده شدن مخلوقات بخصوص انسانها و برپا شدن قیامت و محاکمه و قضاوت در روز قیامت صورت می گیرد ،روز قیامت که بارها تاکید شده و اینهمه ماجرا و دمیده شدن صور اسرافیل را در خود دارد لزوما هیچ کس نمی گوید 24ساعت هست.
حرکت ها برای برزخیان خیلی سریعتر از ما انجام می گیرد ، ما اجنه را نمی بینیم ، همانطور که میدانیم فیزیک کوانتومی اشاره دارد به اینکه ذرات ریز و باریونها در عین حال هم موج هستند و هم ذره . ذره دنیای مادی را می سازد و امواج در فضا حرکت کرده دارای انرژی هستند . ما انسانها ترکیبات شیمیایی هستیم و از هیدروکربن ها تشکیل یافته در مدت نزدیک به صد سال کلا اکسیده شده تحلیل می رویم ، ما موجودات مادی هستیم .
اما جن از موج ساخته شده شاید در فرکانسی غیر قابل دریافت توسط بشر ، چون در مکانیک کوانتومی امکان تبدیل موج به ذره و ذره به موج وجود دارد ، اجنه این قدرت را دارند که خود را به ذره تبدیل و مثل بشر شکل مادی بخود بگیرند . همچنان که در طول تاریخ بخصوص در زمان حضرت سلیمان جن برای حضرت سلیمان کار می کرد و غواصی و بنایی و سنگ تراشی انجام می داد .این با علم منافات ندارد .
همزمان نمی توانیم مکان و اندازه حرکت یک ذره کوانتومی را اندازه بگیریم .
هرگاه از یک سمت پرده الکتروهایی را حرکت دهیم امکان حضور الکترون در سمت دیگر پرده وجود دارد
هرگاه مشخصات کوانتایی یک الکترون را که عدد معینی منحصر به خودش هست تغییر دهیم درسمت دیگر کل این عالم یک الکترون دیگر که عدد کوانتایی جدید این این الکترون را دارد ، عدد کوانتایی خود را تغییر خواهد داد.
همزمان که یک ذره کوانتومی را برای خصوصیات ذره مادی بررسی می کنیم ذره مذکور خاصیت موجی هم از خودش نشان می دهد .
اینها را پاولی و هایزنبرگ ودوبروی در ابتدای قرن گذشته به این موضوعات دست یافتند.
اگر از مکانیک کوانتومی سررشته داشته باشی می دانی که موج و ذره مرز خاصی باهم ندارند ،پس جن خودرا به ذره تبدیل می کند . در مورد نسبیت طی فاصله نقل قرآن است که حضرت سلیمان از اطرافیانش خواست تخت ملکه سبا را به قصرش بیاورند ، عفریت جنی گفت من آنرا قبل از آنکه از جای خود بلند شوی می آورم ، یکی از یاران سلیمان گفت قبل از چشم بر هم زدن این کار را می کنم و در این حین تخت ملکه صبا در قصر سلیمان بود.
یعنی تخت ملکه صبا در کسر ثانیه فاصله بین یمن تا اورشلیم را پیموده است. مانند معراج پیامبر ما .آلبرت اینشتین با مطالعات خود در آخر عمر به اشارات قرآن و متون دینی اسلام به نسبیت و مکانیک کوانتومی پی برده بود از این جهت او با مکاتبات متعدد با آیت الله بروجردی به یقین رسیده بود.
خیلی باید فوق العاده باشد که یک دانشمند بعد از چهل سال تحقیق و محاسبات ریاضی و پیشرفت های فوق العاده ای که در ارتباط با کیهان شناسی و نسبیت و مکانیک کوانتومی در ابتدای قرن نوزدهم صورت گرفت یکراست سراغ بگیرد و اطلاع یابد از منبعی از علم بنام قران و آموزه های شیعه که تمام این موارد را در قرن هفتم میلادی بیان داشته است.
ان الله اصطفی آدم
خداوند آدم را برگزید ، اگر بشری در روی کره زمین نبود چطور خداوند آدم را برگزید اصلا آدم پیامبر چه کسی بوده است حتما آدم هایی وجود داشته اند. این آدم ها حاوی دی ان ای پیچیده که میلیونها اطلاعات دقیق را در حافظه خود نگهداری می کند بوده بصورت وراثتی به نسل بعدی منتقل می کند . ما شیوه زندگی شاید آتش و زراعت و اهلی کردن حیوانات و استفاده از آنها را در زمان هبوط آدم در اختیار داشتیم .
دریک مباحثه اقای داوکینز گفت شما معتقدید پیامبرتان با اسب بالدار به بهشت رفته ، ما این حرف را در منابع موثق نداریم ؛ می گوئیم خداوند به همراه فرشته اش جبرئیل امین پیامبر را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برده و در این مسیر بسیاری از عوالم مافوق طبیعت را به او نشان داده است. حتی پیامبر تعداد ستونهای مسجد القصی را درست بیان کرد و ماجراهایی را در مسیر حرکت دید که بیان کردند. ایشان حتی فرموده هنگام بلند شدن به اسمان کوزه آبی توسط عبایش واژگون شده هنگام برگشت اب کوزه همچنان می ریخته است یعنی این طی مسیر در مدت زمان بسیار کوتاهی اتفاق افتاده است.
آقای داوکینز گفت چرا با اسب بالدار رفت , چرا بالا رفت و چرا بهشت در بالاست و اینکه چرا باور می کنید که به معراج رفته است.این واضح است که ایشان مضامین را شنیده و با مطابقت دادن به مفاهیم دین مسیحیت که در دور و اطرافش هست و علی رغم آتئیست بودن خمیر مایه اش را مسیحیت تشکیل داده است که بهشت را در اسمان می دانند. آنچه که به پیامبر نشان داده شده جلوه اتفاقات و حقایقی بوده که در عالم بالا و نزد خداوند برقرار است. و در ملکوت ، ملائکه و ارواح را پیامبر مشاهده کرده عیسی و یوسف و ادریس را و ملائکه و جن را دیده و تجلی اعمال را مشاهده نموده است.
اینها به غیب مشهور است ، اخبار را معصومین پیش گویی کرده اند ، مانند آنچه در باره پیامبر موعود می گفتند و به حدی بارز و آشکار بود که حتی محل تولد و قیافه و اندام و خصوصیات اورا قبل از ولادت می دانستند .همین طور پیش بینی هایی که توسط یوسف و یا یعقوب صورت گرفت و حتی اینکه علی ابن ابی طالب پیشگوئی های معتبری را انجام داده است.
اعتقاد ما براین است که خداوند پیامبر ما را به عوالم مابعد الطبیعه برده البته در این مورد نیز حرکت جسمانی بوده است. طوفان نوح واقعی بوده و اثر آن در ترکیه هنوز پابرجاست،در ضمن فرعون در دریا غرق شد جسد اورا خداوند بیرون آب انداخت و سپس مومیایی کردند تا امروز بدست ما برسد.شکافته شدن دریا و سنگ برای موسی و شکافته شدن ماه توسط پیامبر اسلام را قبول داریم .
این شاید یک جانبه استدلال کردن است و شاید منطق استقرایی قوی در پشت سر نداشته باشد، اما بهتر است از علم امروزهم برای پاسخ به شبهات استفاده کنیم.
آینده از قبل وجود ندارد بلکه الان آفریده می شود
برابر آخرین نظریات در جهان فاصله دور به معنی دورترین مرز نیست ، همیشه اعتقاد داریم که جهان محدود است در عین حال نامسدود است . مرز های موهومی دارد ، جهان مانند یک چنبره بر روی خودش بسته شده است به نحوی که همزمان همسانگردی در کیهان داریم علی رغم اینکه در صورت انبساط از یک مرکز بایستی یک ناهمگنی چگالی در مرکز نیست به پیرا مون وجود دارد . در این حالت کیهان ما ریسمانی در خود تنیده می باشد و لزوما هرچه دورتر نگاه می کنیم به زمانهای عقب تر برنمی گردیم .
برابر این استدلال مبتنی بر شواهد ما مرکز خاصی هم برای جهان نمی توانیم تصور یا تعریف کنیم و بتوانیم به آن نقطه برتری خاصی قایل شویم . از اینرو نقشه های CMB همسانگردی در جهان را به وضوح آشکار می کند. جهان خط زمانی توجیه خود را از دست داده و دنیا های دور خصوصیات مشترک با دنیاهای نزدیک دارد.
علی رغم افت و خیزهای ناشی از حضور ماده و گازهای بین کهکشانی در مسیر تابش زمینه کیهانی ، عقیده ما بر این است که توزیع این نقاط چگال در کل جهان قابل مشاهده و رصد یکنواخت و نرمال است. این یعنی جهان لزوما مانند توپ گرد یا مثل توپ بیس بال یا تخم مرغ نیست.
این یعنی چه بنده معتقدم با استدلال حرکت جوهری ؛ فضا از قبل وجود نداشته بلکه به تدریج خلق می شود همزمان با انتقال به قرمز و انبساط کیهان ، با نسبت ثابت هابل شعاع ها و افق های جدید فضا آفریده می شود ، پیزی که در مجموع جهان به آن افزوده می شود مثل کیک یا بادکنک نیست بلکه این جهان در خود تاب خورده ، فضای جدید در حضور ماده منبسط می گردد.
شواهد رصدخانه ای قوی نشان می دهد قطر ظاهری خورشید و ماه برابر بوده هنگام خسوف و کسوف کلی سایه زمین برروی ماه و سایه ماه بر روی خورشید کامل همپوشانی ایجاد می نماید این نشان از حساب شده بودن اندازه این کرات دارد .مادر طبیعت بصورت مداوم ملزومات حیات را در چرخه حساب شده تامین می کند و ما و سایر موجودات اتوماتیک و توسط مادر طبیعت تولید و تکثیر می شویم . بالاتر از آن حساب شده بودن عناصر سنگین و حتی حضور عناصر سنگین در منظومه شمسی هست. حدود پنج میلیارد سال پیش انفجار یک ابرنو اختر در نزدیکی ابر پیش ستاره ای مولد خورشید و منظومه باعث تزریق یک درصد عناصر سنگین به داخل ابر گردید به نحوی که سیارات سنگی و عناصر سنگین کره خورشید وهسته سیارات از این عناصر بخصوص آهن ،پدید آمدند. انزلنا الحدید برای این پروسه زمانی هست.
آفرینش جهان در شش روز حق است
در کتب علمی چندین استدلال برای نحوه شکل گیری کره زمین ذکرشده است، عمده ترین آنها مراحل زیر می باشد:
1
:
|
1- انقباض ابرگازی بین ستاره ای برای تشکیل ستاره خورشید 2- چرخش گاز فشرده شده حول مرکز و تشکیل ستاره مرکزی 3- تشکیل دیسک سیاره ای و شروع فعل و انفعالات اتمی برای نورافشانی و کروی شدن خورشید 4- تمرکز در دیسک سیاره ای و تشکیل سیارات و اقمار آنها در فواصل معین 5- سیاره زمین در منطقه سیارات خاکی و با موادی که مرتبا به سمت آن کشیده شده در مرکز آن سقوط می کردند شکل می گیرد 6- سقوط آزاد و برخورد مداوم ذرات منجر به داغ شدن شدید زمین گردیده 7- زمین با مواد مذاب و بدون جو شکل گرفته در این مرحله بمباردمان شدید به مدت صد هزار سال برقرار بوده 8- بعد از بمباردمان سنگین ،مدتها سیکل بخار شدن آب و بارش باران روی زمین برقرار بوده 9- کل سطح زمین را لایه از آب پوشانده 10- در دحو الارض مورد اشاره قرآن (والارض بعد ذلک دحیها) خشکی از زیر آب پدیدار شده 11- بعد از پدیدار شدن خشکی ،جو زمین با ترکیبات کنونی و بخصوص اکسیژنی که از ترکیبات سیلیکاتی آزاد شده 12- طبقات جو طبق گفته قرآن (هفت طبقه)تشکیل شده 13- در این مرحله ماه و خورشید از روی زمین قابل رویت بوده و ستارگان همچنین 14- چون سطح زمین تخت بوده و لغزان بر روی ماگمای درون زمین تثبیت نداشته 15- ماگمای درون زمین مثل حلیمی که در حال پف کردن هست ،ماگمای درون زمین را از برخی قسمت ها بیرون زده و کوهها را تشکیل داده است 16- کوهها مانند میخی از لغزش بیشتر پوسته روی هسته بیرونی مذاب زمین جلوگیری کرده است |
اگر در آیاتی که به خلقت زمین اشاره کرده دقت کنیم مراحل خلق شدن زمین و فراگرفتن سطح آن توسط آب ، بیرون زدن خشکی ،پدیدار شدن هفت آسمان و به دنبال آن آتشفشانها و پدیدار شدن کوهها چون میخ هایی برای تثبیت زمین و پدید آمدن اطوار موجودات زنده اعم از گیاهان و حیوانات اشاره شده است.(می توان شش دوره بودن آنرا تعیین کرد و به حقانیت آیات الهی پی برد)
برای شش روزی که در منابع و متون ادیان ابراهیمی آمده تفاسیر گوناگونی ذکر گردیده است. اولا روز در ابتدای خلقت چقدر بوده ، اینرا نمی شود گفت شبانه روز بیست و چهار ساعته بوده ؛ چونکه شبانه روز 24 ساعته برای امروز دلالت می کند نه میلیارها سال پیش ،از طرفی موضوع زمین مرکزی در اسلام هیچ جا مطرح نشده است و هیچ منبع اسلامی نمی توانند بیابند که نظام بطلمیوسی را تایید کرده باشد.بلکه بیرونی معتقد بود و نوشته است که زمین گرد است زیرا سایه گرد بر روی ماه می اندازد ،قبل و بعد از بیرونی هم چنین عقیده را درست می دانستند.
از آنجا که گاه موضوع آسمانها و زمین مورد اشاره در قران به بحث هایی در بین اهل علم یا معاندین جاری میگردد ،این نکته وجود دارد که افتراق آسمان و زمین و نزول آب و پوشانده شدن کل کره زمین از آب در یک تاریخ از سوی افراد مختلف مورد جهالت واقع میگردد ،این تاریخ در نهج البلاغه تشریح گردیده است.
قران اشاره دارد به زمانی که کره زمین بدون پستی و بلندی و مسطح بوده ؛ مسطح بودن زمین و لرزش های آن و تثبیت خشکی با ظهور کوهها در قرآن و منابع دینی مسلمانان آمده است. گفته شده کوهها را مانند میخ برای تثبیت زمین قرار دادیم یعنی قبل از آن زمین بصورت ماگمای داغ و بدون عوارض شدید بوده رویه آن مثل خمیر لغزان ثبات نداشته است.
آب را نازل کردیم ؛شواهد بسیاری هست که آب به زمین بوسیله ستاره دنباله دار آورده شده است.بنابر این در چندین سوره و آیاتی که مرتب به خلقت آسمانها و زمین در شش روز اشاره کرده بسیار روشن و واضح است که به هیچ وجه منظور شش شبانه روز نیست ،اما چگونه؟
در خلقت آسمانها و زمین برخلاف تورات و کتاب مقدس ،قرآن اصلا به روزهای هفته یا پدید آمدن شب یا روز و روشنایی نشده است . نه در قران و نه در نهج الباغه روز اول و روز دوم اشاره به شبانه روز نیست بلکه استنباط دوره بوضوح وجود دارد . در نظر داشته باشیم که هفت اسمان مورد اشاره نیز طبقات جو بوده در کل آیات حاوی اسمانها و زمین هفت آسمان نوشته شده است هفت آسمانی که از همدیگر قابل تفکیک هستند و اسمانها برپا شده اند بدون ستون .
نکته بسیار مهمی که باز می خواهم اشاره داشته باشم در ارتباط با دورانها ست در نهج البلاغه آمده و کذلک نسلت القرون ومضت الدهور وسلفت الابا و خلفت الابنا
هزاران هزار
از صادق آل محمد پرسیدند آیا قبل از ادم انسانهایی بودن گفت هزاران هزار ؛ ضمنا از او پرسیدند غیر از ما در دنیا انسانهایی وجود دارند گفت هزاران هزار
یعنی ما با تکامل مشکلی نداریم و اگر ثابت شود تمدن ها و کرات و سیارات دارای سکنه دیگری پیدا شود مشکلی نیست و با مبانی نظری دین ما منافات نخواهد داشت . هزاران هزار هم بخاطر اینکه اصطلاح میلیون در آن زمان نبوده است.
از این مطلب می توانیم به شبهات ازدواج فرزندان حضرت آدم هم پاسخ دهیم که به راحتی با دختران موجود بر روی کره زمین ازدواج کرده اند.
در همین زمینه در داستان قابیل و هابیل آمده که هابیل چوپان بوده و قابیل کشت وزرع می کرده یعنی در زمان حضرت آدم ، بشر هم کشت و زرع می کرده و هم حیوانات را اهلی کرده بود.
در زمان حضرت ادم ابزار ها شاید سنگی بودند که دوران های پارینه سنگی و نوسنگی را تطبیق می نماید ، چون در تاریخ ما نوشته شده است که قابیل با سنگ هابیل را کشت.
ادریس خیاطی را برای بشر اورد یعنی قبل از ادریس نخ ریسی نبوده است . بنابر این ادریس در هشت هزار سال پیش در عصر مفرغ سوزن و ابزار فلزی در اختیار داشته است.
برای نوح میخ و پرچ های فلزی از آسمان فرستاده شد. و قبل از نوح شاید کشتی رانی مرسوم نبود ، اولین قایق و کشتی دریایی را نوح ساخته است.
پس همچنان دلایل محکمی هست که افراد معاند یا فریب ظاهر خورده نمی توانند ادیان ابراهیمی را حذف یا تضعیف کنند .
نسبیت و پیوستگی فضا - زمان
زمان را تقدم و تاخر اتفاقات و ماجراها می شناسیم ، چه چیزی قبل و چه چیزی بعد بوده و گذشته ، حال ، و آینده تعریف می کنیم .اما زمان نسبی است. برای جسمی که با سرعت نور حرکت می کند زمان متوقف شده است.
مفهوم ابتدا و انتها و قبل و بعد برای موجوداتی است که باسرعت های معمولی حرکت می کنند البته برای اکثر کرات و اجرام آسمانی که در مدارهای معین درحال حرکت هستند که شکل هندسی آن یکی از مقاطع مخروطی می باشد ، مفهوم تقدم و تاخر در تعیین مکان رنگ می بازد چون هر نقطه جدید را می توان هم اول دانست هم آخر
موجودات مجردی که در منابع دینی ذکر شده اند برا یشان زمان به مفهومی که برای ما مطرح است وجود ندارد یعنی مرور زمان ندارند .
نسبیت فضا و زمان ( جای - گاه) را به هم پیوند داده است ، برای اجسام مادی و ما انسانها فضا و زمان مطرح هست ، آنهم به این کندی که درک می کنیم ، برای موجودات و عوالم دیگر همچنان که مثال زدیم گذر زمان کند تر و آهسته تر هست. در مقابل سرعت زیاد می باشد. برای مثال می گویند مردگان (روح مردگان )با سرعت زیادی حرکت می کند در عوض گذر زمان را بسیار کند احساس می کنند.
آلبرت اینشتین کتابهای اسلامی را خوانده بود از این کتابها به مفاهیم نسبیت زمان در مقایسه با تئوری خودش و حتما در تایید آن دست پیدا کرده بود ،
برخی شواهد را بنده اضافه می کنم اینکه چطور در شرایط خواب گذر زمان را احساس نمی کنیم . مثلا عزیر پیامبر 100 سال در کنار قریه مرده بود و بعد از صد سال گفت یک روز یا چند روز اینجا بوده ام
اصحاب کهف سیصد سال در غار خوابیدند ولی به سوال کننده گفتند یک روز یا چند روز اینجا خوابیدیم.
اینشتین با آیت الله بروجردی مکاتبه کرده خواسته بود حقیقی بودن این بحث ها را جویا شود.
معراج کجا و چگونه اتفاق افتاد
اینکه از معجزات پیامبر ما شق القمر و معراج بوده شک نباید کرد ، یک نفر اخیرا شبهه ای را مطرح کرد که به نظر من اهمیت خاصی ندارد ، اینکه اگر پیامبر به معراج رفته چرا نگفته کره زمین گرد است. بنده به شوخی به او گفتم :شب بوده همه جا راندیده!!!!
این که کره زمین گرد است یا نه اولا قرار نبود پیامبر ستاره شناسی یا فیزیک درس بدهد ، ثانیا مثل داوکینز که گفت چرا بالا رفته و چرا بهشت در بالاست و بهشت در کجای بالاست....
از آنجا که به نسبیت زمان و تونل زمان و خبر گرفتن از آینده توسط پیامبر به اذن خداوند آگاه هستیم
از روی سوره معراج و اسری به این شکل عرض می کنم که پیامبر طبقات فیزیکی جو زمین را طی نکرده برای اینکه در ارتفاعات بالای 3500 متر اکسیژن به شدت کم شده برودت هوا غیر قابل تحمل می باشد. اگر به ارتفاع بیشتر برویم هوا بسیار رقیق و دما تا 60 درجه زیر صفر می رسد ، در یونسفر و سایر طبقات نیز ذرات پر انرژی و دمای بالا را شاهد هستیم
پاسخ به اینکه بهشت و جهنم الان نیست و قیامت برپانشده ، چطور پیامبر با بهشتیان و جهنمیان حرف زده در نسبیت زمان جواب دارد .
به اذن خداوند پیامبر چند صد کیلومتر را از مکه تا اورشلیم (بیت المقدس) در کسری از ثانیه پیموده است . در یک شب خداوند پیامبر را به معراج برده و برگردانده . اگر نسبیت زمان را مد نظر بگیریم پیامبر می توانست در آینده سفر کند و بهشت و جهنمی که برپا خواهد شده ببیند. و نقل کند همین اتفاق هم افتاده است.
خداوند لامکان است اطوار ملائکه و عرش الهی را نمی دانیم چطور و در کدام طبقات آسمان و به چه کیفیتی برپا شده اند. و صد در صد مادی نیستند . چون مادی نیستند پس همزمان هم هستند و هم نمی توانیم جای آنها را تعیین کنیم مثل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ
هادرونها و مزونها همزمان هم هستند و هم نمی توانیم جای آنها را تعیین کنیم ،دوالیتی موج و ذره هم به این ترتیب هست.
اگر برای مثال فوتون را در نظر بگیریم ، این ذره در خلا با سرعت نور حرکت می کند و همزمان هم موج است و هم ذره .
دوالیتی و دوگانگی در طبیعت ذرات کوانتومی حرکت با سرعت نور را ممکن می سازد.
اگر جسمی را تبدیل به موج کنیم می توانیم آنرا باسرعت نور حرکت دهیم.
منابع و مراجع
1-قران کریم ترجمه و تفسیر از،ابوالفضل بهرام پور انتشارات آوای قران
2- نهج البلاغه ،ترجمه و تفسیر از فیض الاسلام ،قم
3-کتاب مقدس ، انتشارات لندن 1904
4-توحید مفضل ،ترجمه علی اکبر میرزایی ،ناشر مبین اندیشه 139
اکبر:
@SuperNoova
اکبر محمد زاده Akbar Mohammadzade