سیری در تحولات تاریخی و فرهنگی مرکز ویلکیج شمالی1
سیری در تحولات تاریخی و فرهنگی مرکز ویلکیج شمالی
"نونه کران"
پیشگفتار
این یک حس مشترک بین هم ولایتی های ما بوده که تاریخ و تمدن و سیر تحولات سالهای دور زادگاه یا محل تولد اجداد خود را آشنا شده به آیندگان نقل قول نمایند ، با این که یاد داشت و نوشته و مطلب چشم گیری موجود نبود، با تکیه بر نقل قولها و شواهد و قراین موجود و مقایسه و تطبیق برخی جریانات تاریخی از سالهای اوایل دهه نود سعی بنده براین بوده به این بحث غنا ببخشم ،در ابتدا مطالبی که مشاهده می کردم در ارتباط باروستای نونه کران بیش از چند خط نتوانسته اند جمع آوری کنند ،ابتدا در قالب وبلاگ و ویرایش ویکی پدیا به این مهم پرداختم ، سپس در یک مجموعه حدودا صد صفحه ای نگاشته های خودرا تدوین کردم ،که به دلیل نیاز به ویرایش دوباره سعی در ویرایش آن قبل از انتشار دارم .این انتظار که برای کل تحلیل ها یا مطالب منبع و مرجع ذکر بکنیم براورده نخواهد شد چون چنین کاری تابحال صورت نگرفته است.
در این اثنا برای اینکه از نظرات دیگر ان نیز بتوانم بهره ببرم آن مطالب را باز نویسی کردم تا ایرادات و نقایص گذشته رفع و مطالب بیشتر به آن بصورت شرح و بسط الحاق گردد. از مطالب مندرج در وبلاگ آقای طه نورالهی ،از کتب تاریخی موجود و از نقل قولهای افراد استفاده کرده ام ،بیاناتی از سید فخرالدین موسوی به همراه بخشی از مطالب کتاب تاریخ اردبیل و دانشمندان ،نقل قول از مرحوم صالح محمدزاده ،نقل قول از آقای امان اله پورعلی و هوشنگ خدام ،دست نوشته مرحوم علی حبیب زاده ، مطالب برادرم آقای جعفر محمدزاده تحقیقات میدانی که شخصا انجام داده ام ازجمله در حوزه ویلکیج شمالی ؛آبادی های منطقه عناوین تاریخی نمین و خانقاه وسولاو کله سر بخصوص همزاد قدیمی نونه کران" شهر آستارا" ،مراجع بیان شده توسط آقای بابک گلزار و لطفعلی بامدادومختصری از پایان نامه آقای بلال دولتی ؛کتابها و مراجعی که در انتهای مجلد خواهد آمد استفاده شده است.
پیشنهاد همکاری توسط آقای طه نورالهی که بسیار علاقه مند به فرهنگ و تاریخ این دیار می باشد و آقای دکتر نادر گلزاد صورت گرفته بی شک برای ارائه یک مجموعه استاندارد و قابل پذیرش مراجع علمی و فرهنگی بسیار ضروری خواهد بود.
با امید سر افرازی و بهروزی مردمان این دیار اکبر محمدزاده
سخنی پیرامون تحولات اخیر در مرکز ویلکیج شمالی
سالها پیش که جنگل های متراکم منطقه شرق دشت اردبیل وارتفاعات مشرف به شهرستان آستارا را پوشانده بود ،کاروانها برای رسیدن به اردبیل از آستارا با عبور از روستا های درمان کشی ؛چملر و آق مسجد که هر یک محلهای قشلاق عشایر و در حد چند خانوار بودند از ارتفاعات گدوک عبور کرده به روستایا واحه جمعیتی چهار خانواری دورد اولر وارد و از مسیر نوجه ده راهی اردبیل میشدند. ارتفاعات شرق دشت اردبیل از کوه سنگر تا مناطق مینا باد و عنبران ،یک خط القعر دارد که ازپایین تر از قسمت های دیگر و میان بر شهرستان آستارا را به ویلکیج و اردبیل وصل می کند.
از قدیم راههای دیگری نیز از سوها و نیارق و از سقز چی و از حور و تا ارتفاعات باغرو و کوهساره به شمال منتهی می گردیده و در حال حاضر هم تردد وجود دارد ؛اما اولا مستقیم به آستارا منتهی نشده ثانیا کوتاه ترین و کم ارتفاع ترین مسیر نیستند. اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری با قدرت گرفتن کشورروسیه تزاری ،خانات تابع دولت ممالک محروسه پارس در منطقه قفقاز و آران و تفلیس و گرجستان گرایش به سمت دولت تزاری پیدا کردند و در این اثنا کشمکش های داخلی با غلبه آغامحمد خان قاجار بر خان زند ،تحولات جدیدی را رقم زد به نحوی که اولین رویکرد نظامی خان قاجار بعد از تاج گذاری حمله به تفلیس بوده در راه تفلیس کشته می شود.
با روی کار آمدن فتحعلی خان و ادامه مناقشه در محال آران و قفقاز و تفلیس ،که ابتدا با هدف تابع نمودن حاکم منطقه به دولت مرکزی ایران و سپس منجر به اختلاف در سرحدات شمال غربی با روسیه گردید جنگ دوازده ساله را رقم زد .
در جریان دوجنگ تاریخی بین ایران و روسیه تزاری ,علی رغم رشادت ها و ابتکار عمل های لشکر ایران به دلیل بدشانسی طرف ایرانی و با وجود فرمانده لایق به نام عباس میرزا ؛رویکردهای داخل روسیه از جمله پایان یافتن همزمان جنگ بر سر جزیره کریمه در دریای سیاه با عثمانی و جنگبا ژاپن در شرق دور سپاه تزاری را تقویت کرد و به شکست دولت پارس منجر گردید ،به موازات شکست اردوی ایران مناطق تفلیس و دربند و باکو و داغستان جنوبی و قسمت های عمده آران از ایران جدا شده در صلح نامه ترکمانچای کشور کنونی ارمنستان و جمهوری خود مختار نخجوان و قسمت علیای تالش . لنکران نیز به خاک روسیه محلق گردید.منطقه شمالی غربی کشوردر این سالها شاهد قشون کشی و تحرکات نظامی بوده ازجمله در قلعه شیندان و شرق اردبیل .
اگر در نظر داشته باشیم تحولات موازی دو طرف مرز را به این نتیجه می رسیم که مسیر سنتی که از اردبیل و از طریق برزند و مرز فعلی مغان به دربند یا تفلیس منتهی می شدبا از دست رفتن این محالات دستخوش تحولات جدید شده دولت روسیه تزاری ترجیح داد با از سرگیری روابط با دولت مرکزی ایران به جای راههای پر خطر و همیشه گل و لای و خسته کننده زمینی مابین دربند و تبریز ، انتقال کالا به تبریز را از راه آستارا و اردبیل و از طریق دریا انجام دهد.به این ترتیب از گردنه های صعب العبور و مناطق خطرناک ازجمله عبور از رودخانه های خروشان کورا و ارس احتراز می شد و در منطقه قفقاز نیز از عوارض کوهستانی عبود نمی کردند.
تبریز قطب تجاری منطقه شمال غرب ایران بازار خوبی برای کالاهای روسی و مبادلات مرزی محسوب و فعالیت می کرد. بنابر این روسها کالاهای خود را با کشتی (پالاخود)راهی آستارا و در گمرک آستارا ترخیص می کردند. چاروادار ایرانی نیز کالاها را از مسیر گردنه حیران به اردبیل و از اردبیل به تبریز انتقال می داد.
کوتاه ترین مسیر که طی سالهای متمادی برقرار بوده و توسط اهالی شناسایی شده بود از واحه های جمعیتی گیلده از مسیر فعلی گرده حیران جدا شده وارد واحه جمعیتی دورد اولر می گردید.
این اتفاق مقارن است با شروع فعالیت گمرک آستارا و دوران حکومت فتحعلی شاه قاجار ،کاروانهای تجاری که کالاهای روسی را از آستارا به تبریز می بردند ، بعد از عبور از گردنه حیران نیاز به اتراق و استراحت داشته شب را در دورد اولر می گذراندند.
در این اثنا کاروانسرایی در دورد اولر برپا می شود به نام کاروانسرای قوجا دیکی ،که محل استراحت و بار اندازی چاروادار بود. رونق کاروانسرا و خدماتی که به همراه خود آورده و جذب می کرده هسته تجاری بازرگانی مرکز دهستان ویلکیج شمالی را تشکیل می دهد .
با رونق یافتن این محل و فعالیت های تجاری در آن و دادو ستد کالاهای داخلی و روسی ،مهاجرت به آن شروع می شود مهاجران از چهار مزیت برخوردار می شوند ،جنگل برای استحصال چوب ،زمین کشاورزی دیم ومرتع غنی ،هسته در حال رونق و توسعه تجاری و بازرگانی .
بنابر این در حدود صد و پنجاه سال پیش طوایف امراللی ،بدللی ،حاجیللی،شوشانلی ،صادلی ،بوسجین لی ،خلیفه لی و قزللی و سیدلر مهاجرت می کنند به دنبال آن و به هر دلیل تاریخ شفاهی که سه چهار سناریو زیر را مطرح کرده اند تاحالا نام محل از دورد اولر به نونه کران تغییر داده می شود. برخی گفته اند در جنگل های شرق روستا درخت نیل بوده که چوب بسیار خوبی برای نجاری دارد ، نام روستا از نیل کران آمده است.یا نیله کران ؛آیت الله موسوی ننه کران به این روایت معتقد هست .
البته کران پسوندی است که نظام فئودال و در زمان تولیت دادن محالات کشاورزی به اربابان برای اخذ ده ،یک اطلاق می شده مثل لنکران و جمکران و جله کران و شیله کران و .... از طرفی برخی می گویند این اسم تالشی است ،لونه که اون یعنی محل نون و آب دار و پر رونق . برخی از گمانه زنی های غیر مستند به این اشاره داردکه یا به خاطر این که نه طایفه در آن مستقر بوده یا نه روستای تابعه در محال ویلکیج شمالی داشته به آن نه کران می گفتند سناریو بعدی گفته که نونه کران یا محالی که نون در آوردن در آن آسان است و الی آخر ...
اما به موازات احصائیه و ثبت دولتی ، ماموران فارسی زبان که برای ثبت می آیند تا اقدام به سجل مناطق و جمعیت ساکن بکنند کلمه یاد شده را فارسی سازی کرده به ننه کران تغییر می دهند. این کلمه غلط مصطلح است و چاره ای نیست کاش نمکران می گذاشتند یا خود عبارت نونه کران ولی به هر حال به اینجا رسیده . می خواهم به سه بدشانسی که این روستا در دوران حاضر با آن مواجه شده را به ترتیب و با بیان نقطه اوج و رونق و افول آن را در این متن بیان کنم .
سالهای اواسط قرن گذشته ،سالهای ثبات و آرامش بوده تاحدودی ، در این سالها مردم بدون جنگ و قحطی و یا اتفاقات بزرگ جهانی سپری گردیده ،با اوج گرفتن مبادلات تجاری بین تبریز وآستارا و صادرات و واردات زمینی از مرز آستارا به باکو و همزمان با آن تردد اتباع خارجی و ایرانی از منطقه ، رونق و توسعه به دنبال آورده قرار گرفتن نقطه جمعیتی مورد بحث در یک منزلی اردبیل و یک منزلی آستارا موقعیت ممتازی را به آن بخشید.
این توسعه مهاجرت و حوزه نفوذ به دنبال خود آورد حوزه نفوذ در زمینه صنعت ،خدمات و تجارت که باعث افزایش مراجعات روزانه و تردد اهالی روستاهای اطراف را شامل شده در ادامه مراودات فرهنگی و آموزشی هم برقرار گردید.
اتفاقات و تحولاتی را که در منطقه رخداده است عینا در مهاجرت ارامنه از تبریز به اردبیل و گزارش 1843 جهانگردی که به آستارا آمده می توان تحلیل کرد. از آنجا که تجار ارمنی ساکن تبریز شاهد رونق مبادلات تجاری با روسیه از طریق بندر آستارا بودند،به برخی دلایل در دهه 70 یا 80 قرن گذشته به اردبیل آمدند.
جهانگردی به نام «ابت» (Abbott) که در سال ۱۸۴۳ –سال 1222هجری -از آستارا دیدن کرده، درباره آن چنین مینویسد: (177سال پیش)
" دهکده دهنهکنار در مصب رودخانه آستاراست. پنجاه تا شصت خانوار جمعیت داشته و دکانهایی دارد که اجناس آنها به خارج از ایران حمل میشود. در طرف دیگر رودخانه آستارا، سیصد تا چهارصد خانوار پراکندهاست که محل ایشان به نام «گیلِ کران» مشهور است. اما از خاک ایران چیزی از این خانهها دیده نمیشود. در اینجا پنجاه تن قزاق روسی به مرزداری مشغولاند. دیگر از روسیان در اینجا نشانی نیست. رئیس گمرک آنجا به اجناسی که وارد خاک روسیه میشود، مهری میزند و آنها را به لنکران میفرستد تا به کار گمرک آنها رسیدگی شود. قرنطینه روسها نیز در لنکران است. دهانه رودخانه آستارا پنجاه تا شصت یارد است که فعلاً آب در آن جاری است؛ اما بستر اصلی این رودخانه بیشتر از این مقدار است. آستارا بندرگاهی ندارد و کشتیها بارهای خود را تحویل قایقها میدهند و به ساحل میآورند. حدود ناحیهٔ آستارا به ساحل شمالی رودخانه نیز کشیده میشدهاست و حد جنوبی آن در خاک ایران به رودخانهٔ چیلوندمیرسد. ظاهراً این ناحیه کمجمعیت است.
در کوهستان جمعیت ثابتی نیست و در دشت و زمینهای هموار، غیر از دهکده دهنهکنار، چهار دهکده دیگر نیز وجود دارد" اولین فعالیت های گمرک آستارا را در دوره فتحعلی شاه نوشته اند ودر سند مورد اشاره در تاریخ آستارا نامه حکومتی وعکس پرسنل امده است.
تجار ارمنی در اردبیل
در کوچه ای به نام ارمنستان گازران یا اونچو میدان، کلیسای متروکه ای وجود دارد که کم تر از دو قرن قدمت دارد.این کلیسا در سال هزار و دویست و پنجاه و پنج ساخته شده که متولیان ساخت کلیسا مریم مقدس خانوادهی گالوست میرزایان و اهتمام خاچاطور شهبازیان بودند.[]
این بنا تا سال ۱۳۲۳ فعال بود و مراسمهای مذهبی در آن برگزار می شد، آخرین مراسمی که در کلیسا مریم مقدس به انجام رسید، توسط کشیش وارطان ژاماگورسیان بود.پس از آن سال به دلیل مهاجرت اقوام ارمنی از اردبیل به تبریز مراسمهای مذهبی در تبریز انجام میشد و این کلیسا به تعطیلی انجامید.بنای کلیسای مریم مقدس در ابتدا دارای متعلقاتی مانند حمام و مدرسه نیز بود که به کلی تخریب شده است و از تمام بنای تاریخی آن فقط ساختمان کلیسا باقی مانده است.[]
بر روی درِ ورودی آن تاریخ ۱۸۷۶ میلادی درج شده است که به سال اهدای در و نصب آن مربوط میشود. این درِ چوبی با تزئینات هندسی زیبا، به وسیله خانواده میرزائیان و به یادبود «گالوست میرزایان»؛ پدر آن خانواده که از ارامنه اردبیل بودند، به کلیسا اهدا شده است و روی آن عبارتی به خط ارمنی نوشته شده است شکل کلی بنا به صورت مستطیل و شکل داخلی آن فضایی مربع شکل با چهار درگاه بلند است. این بنا دارای یک تاق جناغی است که روی آن گنبد آجری به شکل چتر قرار گرفته است. پنجرههایی در پایین گنبد و در بدنه دیوار ساخته شده که نور داخل کلیسا را تأمین میکنند. در محوطه کلیسا گورهایی وجود دارد که از سنگهای معمولی و رسوبی در ساخت آن استفاده شده و بر روی آنها صلیبهایی کنده شده است.
قدیمی ترین مدرکی که از فعالیت گمرک آستارا در دست هست ،مربوط به فرمان فتحعلی شاه این دوران مربوط به رونق تجارت از گمرک آستارا می باشد. آستارا به موجب عهدنامه ترکمانچای که در سال ۱۸۲۸ میلادی -1207هجری -میان دولت ایران و روسیه منعقد گردید، به دو قسمت تقسیم شد؛ قسمتی از شهر که در شمال آستاراچای واقع است، به دولت روسیه واگذار گردید و این رودخانه به عنوان مرز میان دو کشور شناخته شد.[؟]
که دربند و باکو و تفلیس و ایروان جزو خاک ایران (ممالک محروسه پارس )بوده مبادلات تجاری بین مناطق در مرزهای شمالی صورت و آستارا در مجموعه روادید و تردد ها داری اهمیت یا جایگاه نبوده است. با تغییر مرز ایران از دربند و تفلیس به رود ارس و مرز آستارا در عهد نامه ترکمانچای و حضور کشتی های تجاری و تردد آن در دریای خزر ،کشتی های روسی (پالاخود)کالای خود را برای فروش به ساحل آستارا آورده در آنجا بدلیل کم عمق بودن ساحل در چند کیلومتری ساحل لنگر انداخته باقایق های کوچک به ساحل می آوردند.
این کالاها برای ارسال زمینی به اردبیل و تبریز از راه گردنه حیران حمل میشد چاروادار یا چهارپادار بارها را بااسب وقاطر از راههای مذکور عبور داده وارد اولین نقطه در غرب گدیک یعنی نونه کران میشد.
درحال حاضر نونه کرانی ها در آستارا صاحب موقعیت وجایگاه بوده گرایش تاریخی آنها به آستارا بی دلیل نیست. بیش از نصف فامیل های نونه کرانی ها ساکن آستارا هستند.
اسم اصلی راه ارتباطی روستا که محور قدیمی و سنتی –به احتمال زیاد شاه عباسی – را در گوگل مپ اصلاح کردم و به صورت صحیح "آق مسجد یولی "تغییر یافت. چون دقیقا در امتداد آن بعد از عبور از مناطق گدوک و جنگل های شرق استان اردبیل به روستای آق مسجد و سپس چملر و دگرمانکشی ختم می گردد.
اگر از مصب رودخانه های طرفین گدوگ راه مناسب احداث گردد با کمترین عوارض و صعود به ارتفاعات طرفین به هم وصل می گردد.راه ارتباطی مورد نظر از درمان کشی و چملر و روستای آق مسجد عبور و به نونه کران ختم می شد.
بابا صفری در صفحه 32 جلد دوم کتاب "اردبیل در گذرگاه تاریخ"این مسیررا آورده است؛در اواخر سلطنت پهلوی اول با در نظر گرفتن تلفات انسانی مسیر گردنه حیران طرح مسیر جدید شروع شد.این مسیر در خط القعر کل منطقه گدوگ و حیران قرار داشته و با مشخصات آنچه که راههای مشابه دارند به نظر راه شاه عباسی نشان می دهد.
اکبر محمد زاده Akbar Mohammadzade