سیری در تحولات تاریخی و فرهنگی مرکز ویلکیج شمالی ""نونه کران"
- مشکلات ساحل و بندرگاه آستارا
- تغییر رویه تجاری کشور همسایه شمالی
- تحولات و ناآرامی های منطقه ای و جهانی
- تغییر مسیر راه آهن سراسری و حذف راهآهن اردبیل - آستارا
سخن را به آنجا رساندیم که مبادلات مرزی بین روسیه تزاری،به دنبال تغییر مرز ایران از دربند و تفلیس ،در زمان تقریبا نیکلای دوم چنان برنامه ریزی شده بود که به جای راههای زمینی از طریق دریا صورت گیرد؛و گفتیم که کشتی های روسی به دلیل کم عمق بودن ساحل آستارا برای اینکه به گل ننشینند در فاصله دورتر از ساحل لنگر انداخته با قایق بار را به ساحل می آوردند ، انگیزه و فرصت تجاری بوجود آمده در اردبیل باعث شد تجار سرشناس ارمنی از تبریز به اردبیل مهاجرت کردند . اما زحمت ترخیص از کشتی به قایق و سپس از قایق به ساحل باعث اولین بدشانسی اردبیل ،آستارا و نونه کران شد.
این بدشانسی به دلیل کم عمق بودن ساحل آستارا و عدم امکان احداث اسکله در فاصله معقول در آن زمان و با امکانات آن دوران گردیده امروز هم علی رغم وجود دستگاهها و ماشین آلات و ادوات پیشرفته اسکله و بندرگاه ایده ال برای پهلوگیری کشتی های پهن پیکر در آستارا وجود نداشته اقتصادی نیست. بنابراین دولت ها به فکر آلتر ناتیو جدید یا سناریوهای دیگر افتادند .
بندر انزلی به تهران نزدیک است ازطرفی در عمیق ترین ساحل قرار گرقته از مصب رودخانه و اسکله ایده ال برخوردار است ، انزلی سریع امکان جایگزینی با آستارا پیدا کرد . از سوی دیگر روسها قرار داد راه آهن تبریز جلفا را با ایران منعقد کرده بودند و تهاتر با نفت شمال مد نظر بود . علی رغم عبور کالا و استقرار راه آهن در ساحل شمالی رود ارس و عبور از نقاط پست رود کورا ، دولت روسیه در آخر حکومت تزاری و ابتدای دوره بولشویکی تصمیم به این می گیرد که ارتباط با تبریز را از طریق ریلی انجام دهد.
راه آهن تبریز –جلفا و فعالیت گمرک سهلان ،در حوالی 1923 میلادی سه نقطه جمعیتی مورد اشاره را کامل به حاشیه برد ، به نحوی که تجار ارمنی از محله ارمنستان اردبیل دوباره به تبریز مهاجرت کردند ؛صرف نظر از دلایل دیگر مهاجرت که گاها ذکر می گردد،به کسادی تجارت خیلی ارتباط داشته است.
مرکز دهستان ویلکیج شمالی از آن تاریخ به بعد با آنچه که قبلا اندوخته بود به شکوفایی خود ادامه می دهد.دلیل اصلی آن زیرساخت های اقتصادی و امکانات مکتسبه از جمله وسعت اراضی کشاورزی و امکانات مرتع و دامپروری و بالاتر از همه کسب حوزه نفوذ از منطقه بوده است.
از شاخص های حوزه نفوذ می توان به تجارت صنعت ؛خدمات ؛تحصیل ؛مراسمات مذهبی و ملی می توان اشاره کرد.
افرادی از مرنی و محمود آباد و آبی بیگلی ؛تا میناباد و سربند و عنبران برای دادو ستد و اخذ خدمات صنعتی و تولیدی به اینجا مراجعه می کردند. تا اینکه مدرسه و تحصیل دایر می گرددو دانش آموزان از حوزه نفوذ برای تحصیل شروع به تردد می کنند.
تا اواخر دوره قاجار و نزدیکیهای شروع قرن حاضر شمسی ،تردد چاروادار به شکل دیگر برقرار بوده مردم برای کار به باکو و تفلیس می رفتند. از باکو نفت و برخی لوازم منزل و کالا به صورت خرده به اینجا می آمده ؛ حتی در یک مقطع دام در این روستا کشتار و به لنکران می رفته است.
در اثنای جنگ جهانی اول و قحطی که در ایران در سالهای بین دوجنگ جهانی رخ می دهد ، دورانهای سختی مانند "اوچ تومن لیخ " و اشکارلخ و جیلو لخ به پیش می آید و مردم را به فقر و فلاکت و بدبختی سوق می دهد.
اولین دانش آموزان که در مدارس روستا تحصیل می کنند متولدین 1307 بوده اند یعنی در حدود 1313 هجری به روستا مدرسه آمده است.
در دوران پهلوی اول ، در دوره ای که راه آهن سراسری در حال احداث و تکمیل بوده مهندسین آلمانی به تبعیت از راه قدیم اردبیل – آستارا و کوتاه بودن مسیر ،شروع به نقشه برداری و عملیات اجرایی مسیر راه آهن اردبیل – آستارا از محل روستای مورد بحث می نمایند.بدشانسی دوم آنجا خودنمایی می کند که با آغاز جنگ جهانی دوم آلمانیها به کشور خود باز می گردند و راه آهن و اردبیل وآستارا به بوته فراموشی سپرده می شود. راه آهنی که بسیار مقرون به صرفه تر از مسیر موجود تبریز- جلفا -نخجوان بوده شهرهای یاد شده را برخوردار و بسیار به مرکز کشور نزدیک ترهستند.
امروز بعد از صد سال تازه اردبیل وآستارا صاحب راه آهن می شوند.و به دلیل مناقشه قره باغ و قطع شدن مسیر در مرز مگری ارمنستان ،این راه آهن عملا کارایی خود را در مرز جلفا و در مرز نوردوز از دست داده یا به شدت کاهش یافته است.مرز آستارا و ارتباط ریلی آن در حال حاضرو سالها قبل بسیار به نفع طرفین و بخصوص کریدور شمال –جنوب به حساب می آید.
مرحوم ستودی نمین درکتاب" تاریخ و فرهنگ نمین "شیخ ابراهیم،معروف به پیر لنگ ننه کران را معاصر شیخ بدر ا لدین ذکر می کند شیخ بدرالدین از مریدان پیر قطب الدین میانجی و پیر طریقت بوده است.در منطقه اردبیل بقاع پیران طریقت از جمله شمس الدین محمد پیرزرگر که شیوخ دوره صفوی بوده ؛پیر شمس الدین که هم عصر پیر عبدالملک و مقارن قرن هفتم زندگی می کردند وجود دارد .
شیخ صفی الدین اردبیلی از عرفای قرن هفتم خرقه را از شیخ زاهد گیلانی می گیرد وبه واسطه قرابت و دامادی شیخ زاهد گیلانی که بقعه او در لاهیجان است ،تشیع را خاندان او در ایران برپا و ماندگار می کنند. گرچه شیخ خود اهل سنت و شافعی مذهب بود اما می دانیم که یکی از اقطاب تشیع در ادوار گذشته دیلمان و طبرستان بوده و شیخ در گیلان و درمحضر شیخ زاهد عشق به علی و خاندانش را درک کرده است.
نقل ها حکایت از این دارد که شیخ ابراهیم پیرلنگ در اواسط قرن گذشته شمسی به نونه کران آمده و بعد از فوت به خاطر گرامیداشت ، اورا بربلندای تپه ای به همین نام و در گویش محلی به نام تربت دفن می کنند.ننه کران سه قبرستان دارد ، کهنه قبرستان ، قبرستان بزرگ که بر سر راه ینگجه –جگرکندی قدیم قرار دارد و تربت که بعد ازدفن پیر طریقت در اطراف قبر او به دفن اموات می پردازند.
تپه ننه کران که ثبت ملی شده و از آثار هزاره اول قبل از میلادمی باشد تاکنون به صورت علمی کاوش نشده است. کاوش علمی و نمایان شدن اثر که در حدود دوکیلومتری غرب روستا واقع شده است اگر مشابه تپه هگمتانه خاک برداری و نمایان گردد شاکله روستایی که در آنجا وجود داشته و خانه ها و راهروها و ارتباطات بین آنها برای بازدید گردشگران به معرض نمایش گذاشته شده به رونق و توسعه صنعت گردشگری منطقه منجر خواهد شد. هرچه بوده ساکنان آن نقطه جمعیتی به چه طریق زندگی می کردند و به چه صورت در کنار رودخانه ننه کران موسوم به قانلی بند به سر می بردند ،دیوارها و حتی نحوه دفن مردگان که به احتمال قوی گ.ر و دخمه بوده ؛ همچنین نحوه ازبین رفتن و ویرانی آن می توان دست یافت.
این اکتشافات ممکن است قدری هزینه داشته باشد اما برپایی موزه و استقرار و حصارکشی محوطه آن در کوتاه مدت منجر به بازگشت هزینه آن خواهد گردید. در هر حال این مهم همت می طلبد ، شاید تپه یکی از آتشکده های ایران باستان بوده با اکتشاف علمی معلوم می شود مثلا اگر در اثر جنگ و حمله اقوام دیگر این افراد مرده اند ، از روی استخوانهای مردگان می توان به حقیقت آن پی برد همچنین بیماری های واگیر ، آتش سوزی یا زلزله.
در بخش های قبلی از ترکیب مهاجران یاد کردیم ،اشاره کنیم به تشکیل روستای کله سر ،مهاجرت روستای موسی کندی و موقعیت نظامی روستای حیدرآباد (آرپاتپه).
اهالی روستای کله سر عشایر مغان هستند در یک مقطع تاریخی ،یا بدلیل عدم امکان بازگشت به قشلاقات جهان خانملو در گرمی یا بدلیل تخته قاپو شدن در دوره رضا شاه ،حدود صد سال پیش عشایر مذکور در ییلاق خود مستقر و روستای کله سر را بنا نهادند.
اشاره کردیم به ناامنی های دوره بعد از جنگ جهانی اول و قحطی سراسری ؛در این مقطع زمانی موسوم به اشکارلق ، افرادی از عشایر شاهسون و یا افراد سودجو به صورت آشکارا به چپاول اموال مردم می پرداختند ، دلیل آن هم ناامنی و ضعف حکومت مرکزی و از سوی دیگر گرانی کالا و قحطی سراسری که در اثر اشال کشور توسط دول خارجی حاصل شده بود دانست.
روستای کوچک موسی کندی که مشاهده کرده توان مقابله با اشکارلق را ندارد ، در مقابل کاریزمای سادات ننه کران و مرکزیت و نفوذ ننه کران مانع عرض اندام افراد و سارقان مذکور بوده کل روستا در این سالها جلای وطن کرده به ننه کران مهاجرت می کنند.
نقل است که افرادی که اشکارا به چپاول کاروانها و منازل می پرداختند به کاروانهایی که روحانی همراه آنها بوده حمله نمی کردند.
سادات ننه کران از روستای زاویه سادات خلخال مهاجرت کرده ، شرح حال و مراتب علمی آنها راآیت الله سید غخرالدین موسوی ننه کران در کتاب "تاریخ اردبیل و دانشمندان" نوشته است .با استقرار و توسعه سیستم فئودالی و ارباب رعیتی قاجار وبه تبعیت از تقسیم بندی مناطق کشوربه ترتیب از ایالت و ولایت به محال یا دهستان ؛نمین مقر استقرار خان ها و ملاکانی شد که در منطقه ازجمله در محال ویلکیج و ارشق و حتی گرمی از دولت مرکزی اجاره یا تولیت می گرفتند و به دولت مرکزی خراج می دادند.
خراج گذار و مباشر ننه کران در قدیم آقای صولتی بوده که ساکن نمین و خانقاه و برخی نوادگان او در آستارا ساکن هستند.
البته قبل از سال 1342 و از بین رفتن نظام فئودالی ، یک فرد بنام عبدالحسین صدری که صاحب منصبی در تبریز بوده اراضی سه پارچه آبادی بنامهای آرپاتپه ؛موسی کندی وننه کران را از دولت اجاره می کند ؛ نه اینکه خریداری کرده و مالکیت داشته باشد . یک دانگ از اراضی را یکی از اهالی روستا که خانواده او دهخدا بوده خریداری و پنج دانگ دست عبدالحسین صدری وخانم صدر الحاجیه می ماند ،سپس به دلیلی که برای خانواده صدری اولویت داشته یا با روحیات آنها سازگار بوده اراضی یاد شده را در سه پارچه آبادی وقف می کنند. داد وستد و تجارت
اکبر محمد زاده Akbar Mohammadzade