در لابلای این سطور چند هدف را دنبال کرده ام و آن اینکه برای آینده دوراه در پیش روستائیان هست ،اول اینکه به تولیدات دامی و کشاورزی و زندگی سنتی و روستایی فعلی بسنده کرده همچنان نقش فعلی خود را حفظ نماید روندی که با مهاجرت دهه چهل و پنجاه به این طرف موجب کاهش شدید جمعیت و منجر به از دست رفتن مرکزیت و حوزه نفوذ گردید.

  راه دوم در پیش روی روستا را در لابلای این سطور رقم زدم ،اینکه حمل و نقل رکن توسعه هست.و رونق و توسعه صده گذشته ناشی از موقعیت تجاری بوده ،مرکزیت سیاسی ، اداری ،فرهنگی یا بازرگانی برای بازگشت به دوره طلایی لازم است.

   به این معنی که یا باید راه از اینجا بگذرد یا یک مرکزیت سیاسی به اینجا تعلق گیرد یا در اثر رونق تجاری یا توریستی  مهاجر پذیر گردد.

ضمن اینکه در این قسمت از مجموعه دوران سه چهار راه حل برای دست یابی به حقایق تاریخی ذکر گردید ،کاوش میراث فرهنگی در تپه ننه کران و تاریخ گذاری آن ،خواندن حکاری های سنگ قبرهای کهنه قبرستان ،جستجو لابلای اوراق باقیمانده از مبادلات تجاری در دوره قاجار مابین آستارا و تبریز

                                                                                        

فرهنگ

          گفتیم که نونه کران از نظر تجاری و حوزه نفوذ خدماتی قوی تر از نمین بوده اما نمین مرکزیت سیاسی و دیوان سالاری داشته است .خانات نمین در  ویلکیج و آستارا و تالش و ارشق تا اجارود فرمانروایی داشتند. در سال 1240 یک معمار روسی عمارتی در نمین می سازد در قالب دو طبقه و خشتی با دیوارهای باربر 80 الی 100 سانتی مترکه هنوز پابرجاست (عمارت صارم السلطنه در ضلع شمال غربی میدان اصلی شهر نمین )که بین مردم شهر به خانلیق مشهور است ؛ این عمارت مرکز حکومت میر حسن خان مشهور به صارم السلطنه بوده حاکم بعدی نمین میر کاظم خان به سمت والی نمین انتخاب می شود ؛همسر او تمام خانم از شاهزادگان و نوه فتحعلی شاه بوده ودر سال 1298به شهر آمده و بانی مسجد جامع شهر نمین نیز بوده است.

      روایت می کنند در اثنای سالهایی که اردبیل مخالف برپایی مدارس به شکل کنونی بوده دولت مرکزی به اردبیل نیمکت و میز  برای برپایی کلاس می فرستد ؛ اردبیل میز و نیمکت ها رابه تهران پس فرستاده در راه خان نمین با مشاهده آنها دستور می دهد به جای پس فرستادن آنها را به نونه کران بدهید تا در مدرسه مورد استفاده قرار گیرد.

     در سال 1287 اولین مدرسه در آستارا به نام حکیم نظامی دایر گردید قبل از آن آموزش در منطقه مکتب خانه ای بود و کسانی که از مرد و زن از مکتب خانه درس می گرفتند به قران سواد مشهور بودند هستند بسیاری افراد مسن که از آخوند ها و آخوند باجی ها قران یاد گرفته اند و بسیاری به رحمت خدا رفته اند . افرادی از مرد و زن که بعد از اتمام مکتب خانه قران را خیلی روان قرائت می کردند و افرادی مثل مرحومه طغری موسوی به دیگران هم  یاد می دادند،آنها اکثرا سعی می کردند الفبای ابجد و تجوید قران یاد می گرفتند از طرفی عم جزوه را ازبر می کردند.

         مرحوم مطلعي در سال 1306 شمسی به مدیریت دبستان نادر ننه‌کران (از توابع نمین) منصوب شد. وي با توجه به علاقة وافری كه به حضرات سید محمدبن حمزه و فرزند ارشد او داشت، همواره در مجالس ايشان كه محل اجتماع دانشمندان و علما بود، شرکت می‌نمود و در مباحث علمی، به مباحثه و مناظره می‌پرداخت. وي بعد از هفت سال خدمت دینی و فرهنگی در روستای ننه کران، به ولایت خود بازگشت و در آنجا مشغول خدمت گردید.(نقل از وبلاگ آقای طاها نورالهی)

     اینها که در سطور زیر می نویسم نقل از دست نویس مرحوم علی حبیب زاده می باشد؛ در سال 1302 مرحوم میرزا ابراهیم در خانه اش در قریه ننه کران مکتب خانه ای تشکیل داد عده ای از بچه ها و جوانان مشغول قرآن خواندن شدند میگویند میرزا ابراهیم کمی هم سواد داشت و الفبا هم تدریس می کرد؛

از میان افراد قران سواد مکتبخانه ای مرحوم علی اهنگری را می توان نام برد که با صوت زیبایی  در مجالس قرآن قرائت می کرد ، در سال 1310 کربلایی رجبعلی در اینجا به جای مرحوم میرزا ابراهیم مکتب خانه دایر کرد ، و بچه ها مشغول تحصیل قران و ابجد _ هوز شدند ؛  در مکتب خانه ها علاوه بر حروف ابجد و روخوانی قرآن صاحبان ذوق و قریحه و مکتب داران باسواد بوستان و گلستان سعدی هم تدریس می کردند .

               در سال 1316 اهالی یک خانه با چهار  اتاق با پول اهالی خریداری شد ،مدرسه ای بنام نادر شاه افشار تاسیس گردید نه نفر دختر هم  ثبت نام کردند , سال اول را تهیه و کلاس بعدی را کلاس اول می گفتند . آنهائی که قرآن خوانده بودند و الفبا می دانستند کلاس تهیه را نرفتند و مستقیما به کلاس اول نام نویسی کردند تا کلاس چهارم در ننه کران تدریس می شد اولین معلمی که به ننه کران آمد مرحوم نصرت مطلعی نمین بود بسیار به ادبیات مسلط بود و دوسال اول و دوم را تنها اداره می کرد ،دومین معلم آقای عبدالله عبدالهی ساکن خانقاه سفلی بوده تا کلاس نهم درس خوانده بود و معلم باسوادی بود.

     سید فخرالدین موسوی دانشمند ننه کرانی ابتدایی را در مدرسه ننه کران خوانده است ایشان همکلاسی مرحوم مرتضی نورالهی بوده سید فخرالدین در خاطرات خود نقل می کند که نورالهی ریاضیاتش خوب بود چون پدرش مغازه داشت وضرب و جمع و نقسیم را از آنجا یاد گرفته بود . آقای حبیب زاده هم در این سالها تحصیل کرده است .اینکه می گویند فرد گلستان سعدی را در 6 سالگی یاد می گرفت و در 60 سالگی بکار می بست نقل این روزگاران است چون  در مدرسه گلستان و بوستان درس می دادند؛ اشتراکات فرهنگی و قومیتی و همبستگی که بین مرکز ویلکیج شمالی و آستارا برقرار بوده نفوذ فرهنگی و اهمیت یافتن آموزش و پرورش را به دنبال داشته تا سال 1335 بندر آستارا جزو شهرستانهای استان آذربایجان محسوب و تابع فرمانداری کل اردبیل بوده است. علی رغم جنگ جهانی دوم ،اشغال منطقه توسط روسها ظهور فرقه دموکرات آذربایجان و تحولاتی که در دوره مذکور در منطقه بخصوص ننه کران و در اشتراک با آستارا اتفاق افتاد . تحصیل و دایر بودن  مدرسه در این سالها ادامه یافت.

     بچه ها بعداز پایان ششم ابتدایی به نمین یا اردبیل یا آستارا برای ادامه تحصیل می رفتند ، این باعث می شد دختران بیشتر از تحصیل محروم می شدند . محدودیت موجب ترک تحصیل می شد،اولین افرادی که با ادامه تحصل در مراکز آموزشی مذکور موفق به دریافت مدرک سیکل یا دیپلم شدند برای تدریس به ننه کران برگشتند . در این اثنا دانشسرای مقدماتی نیز در تبریز و اردبیل برقرار و افراد بیشتری از محصلین به استخدام آموزش و پرورش در آمدند.

   در سال 1338 چند نفر از اولیای دانش آموزانی که به دوره اول متوسطه راه یافته بودند و کلاس هفتم را مجبور بودند به مراکز آموزشی آستارا ونمین یا اردبیل بروند به آقای سبطی رئیس آموزش و پرورش اردبیل مراجعه و از او می خواهند در اینجامدرسه متوسطه دوره اول برقرار گردد ،تعداد دانش آموزان نیز قابل توجه شده بودند .یک نفر از اهالی بنام علی اکبر جهانزاد در تهران به استخدام آموزش و پرورش در آمده بود ، آقای علی حبیب زاده به ایشان نامه می نویسد و از اومی خواهد به این موضوع کمک کند .

         آقای جهانزاد قول می دهد یا من در آموزش و پرورش نمی مانم و یا برای ننه کران مدرسه متوسطه را می گیرم ،ایشان با آقای سبطی هماهنگ می کند و از او قول می گیرد ،آقای سبطی اظهار می دارد اگر برای کل منطقه اردبیل یک مدرسه متوسطه مجوز بگیرم ؛ آن مدرسه برای شما خواهد بود بدین ترتیب دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 39-38در اینجا دایر می گردد.

    تعداد دانش آموزانی که از خود اهالی و حوزه نفوذ آموزشی مرکز ویلکیج شمالی در مدرسه تحصیل می کردند (از روستاهای آرپاتپه ،کله سر ،پته خور ،گللو ، قره چناق ،ینگجه و جگر کندی و دگرماندرق برای تحصیل مراجعه می نمودند) دراثنای  سالهای ابتدایی از مناطق مختلف برای تدریس معلمان برای تدریس می آمدند .

   در آخر دهه چهل  نظام آموزشی از ابتدایی ، متوسطه سبک ژاپنی به سبک فرانسوی (ابتدایی راهنمایی متوسطه ) تغییر یافت و سه مدرسه به ترتیب 6 کلاسه و چهار کلاسه و سه کلاسه در روستا احداث گردید . قبل از ساخت مدرسه ابتدایی که یادگار و نماد علم وفرهنگ و تحصیل در اینجاست و ارزش فراوان معنوی دارد ،اشخاص و شخصیت های بزرگی را تحویل جامعه علمی و اجرایی کشور داده است.