• تحولات فرهنگ و تاریخی

        به هر تقدیر تاریخی ، ساکنان این نقطه جمعیتی ترک زبان (با تکلم ترکی آذربایجانی)بوده نشان دادیم که اسامی قبایل و به اصطلاح نه طایفه مهاجر ، همگی ترک زبان هستند هرچند محققان تالشی سعی نموده اند در نمین و ویلکیج قرابت هایی با تالش نشان دهند و گفتیم که نویسنده آستارایی لنکران و نونه کران را به کلمات تالشی ارتباط داده است. اما بنده به خاطر پسوند فارسی و رایج "کران" ، به این نتیجه گیری به دیده شک می نگرم و تحلیل من این است که در دورانی که به محالات و اراضی کشاورزی تیول خانات اسم گذاری می کرده اند ،از پسوند کران استفاده شده ازجمله شیله کران  ،جله کران ،جمکران  ،لنکران  ،گیلی کران  یا گیله کران ؛علی کران....

     گفتیم که آبادی با این شاکله و شواهد تاریخی نمی تواند تاریخ عمودی یا سلسله مراتبی پیوسته دو هزار ساله و بیشتر داشته باشد هرچند پر و خالی از جمعیت شدن متناوب آن دور از ذهن نیست  چنانکه  تپه نونه کران قدمت ثابت شده از هزاره اول قبل از میلاد دارد.اما پیوستگی آن با آثار و بناها یا سنگ نوشته و اکتشافات تاریخی به مهاجران ساکن فعلی قابل اثبات نیست.

    ساکنان تپه باید آریایی یا اوراتور یا ماد بوده باشند که نیازمند تحقیقات ساده میدانی توسط میراث فرهنگی می باشد.

      یعنی این اسم را دولت مرکزی در زمان قاجار ویا  افشاریان و زندیان  برای اجاره دادن  اراضی  در دوران ارباب رعیتی گذاشته است. کلمه ننه هم به هیچ وجه معنای مادر یا ننه نداشته  ،ادای محلی آن نونه درست است. ننه کران را در زمان احصائیه ماموران ثبت احوال با سواد اندک آن دوران اختراع کرده اند.مشابها محققان سولا و سوها این کلمات را به طالشی تعبیر کرده اند. هرچند منبع و مرجع خاصی موجود نیست.

     هرچند اقوام ترک زبان در طی قرون قبل از اسلام چادر نشین و کوچرو بودند ،با ورود به فلات ایران همراه با تاثیر گذاری در ارکان وراس دولتهای حاکم در این دیار ،خود نیز از این فرهنگ و هنر بهره برده در همراهی باساکنان مناطق وسیع شمالی و شمال شرق منطقه و گسترش نفوذ و سکونت به مرکز فلات ایران ،به زودی صاحبان ذوق و قریحه و هنرمندان این قوم پا به پای سایر ملل ساکن به نقش آفرینی پرداختند . مکاتب فکری و جریانات فرهنگی را دنبال و بیشتر رهبری کردند،که منجر به چند تحول تاریخی در سطح منطقه و جهان گردیده است. ازجمله آثار بزرگ این مکاتب فکری که ازنسیمی و فضلای قرن هشتم و  نهم شروع وشاه اسماعیل ختایی آنرا تکمیل کرده اعتبار بخشیدن و قدرت دادن و تثبیت تشیع در ایران بوده ،این خواسته و آرزو در بین ایرانیان بوده اما رشادت و شهامت و فداکاری ترکها آنرا به منصه ظهور رسانده است.

   ایرانیان از همان سالهای اولیه پذیرش اسلام علایق و دلبستگیهای خاصی به ائمه اطهار بخصوص مولای متقیان داشتند به همین خاطر برای بیان فضایل و نشان دادن عشق خود به این خاندان در دوره ایلخانان و تیموریان ،منجر به پیدایش دراویش ، صوفی گری و به دنبال آن حروفی گری گردیده حتی به دربار ایلخانان و تیموریان راه پیدا کردند تاحدی که خواجه نصیر هولاکو را متقاعد کرد خلافت عباسی را از میان بردارد ،گوهر شادبا مشاهده علاقه ایرانیان ، شاهرخ را متقاعد کرد مسجد گوهرشاد را بنا کند و فرقه اسماعیلیه نیز در این اثنا از میان رفت.تبریز در طی این سالها زبان و مذهب خودرا تغییر داده در اکثر شهرها و نقاط جمعیتی قفقاز و آناتولی و شمالغرب ایران و شمال خراسان ،زبان منطقه تغییر یافت.

   هیچ ایرادی ندارد هم رای کسانی باشیم که نقل می کنند اقوام ساکن در این دیار آذری زبان بوده اند یعنی مشابه تاتی و تالشی از لهجه های فارسی دری یا فارسی میانه ، حتی بابا صفری هم اینرا انکارنمی کند . کتاب "اردبیل در گذرگاه تاریخ" نگاه کنید به تاریخ مهاجرت ترکان در قالب سپاهیان خلفای عباسی و یورش آنها در دو برحه تاریخی به فلات ایران و به دنبال آن حکومت قراقویونلو و آق قویونلو را .

       تغییرات و تحولات قرن های نزدیک به تشکیل پادشاهی صفوی ، کتابهایی مانند سفینه تبریز ، گفتار شعرای نامی منطقه آذربایجان و آران مثل صائب تبریزی ، شمس تبریزی ؛نظامی گنجوی ؛و سایرین شاید تنها تحت تاثیر زبان فارسی و شاید به دلیل زبانشان شعر فارسی سروده اند.

    دهقان  فصیح پارسی زاد       از حال عرب چنین کند یاد     ( نظامی گنجوی )

در زمان نظامی قوم ترک در منطقه حضور داشته به نحوی که همسر نظامی دختر ترک بوده در سوگ از دست دادن مادر شعر سروده است.(خمسه نظامی )

  گر مادر من  رئیسه   کُرد                        مادرصفتانه پیش من مرد

در وصف همسر:

  سران را گوش برمالش نهاده        مرا در همسری بالش نهاده

چوترکان گشته سوی کوچ محتاج     به ترکی داده رختم را به تاراج

      اگر شد ترکم از جامه نهانی (همسرش آفاق-آپباق)          خدایا ترک زادم را تودانی (پسرش)

در هفت پیکر نوشته است:

   ترکی ام را در این حبش نخرند                   لاجرم دوغبای خوش نخورند

       اما همانطور که عرض شد ترکان در تشکیل دولت یکپارچه مرکزی جانفشانی و غیرت تمام عیار نشان داده اند.   و نادرقلی افشار تمامیت ارضی و ثروت به ایران آورد. هدفم از این مقدمه اشاره به ریشه و خواستگاه ادبیات شفاهی ساکنان محل و به تبع آن بسیاری از سنن و رسوم آنها می باشد.در حال حاضر اگر دسته بندی بخواهیم فرهنگ و ادبیات ورسومات رایج در دورانهای اخیر در منطقه و این نقطه جمعیتی را ،خواهیم دید که اولا از ادبیات شفاهی اقوام ترک زبان ایرانی ، از فرهنگ شیعی ودین اسلام تاثیر پذیرفته و در سالهای بعد از حکومت صفویان بیشتر به سمت فرهنگ عاشورایی و تعزیه سوق یافته است.

    درویش خوانی

    در قرون بعد از اشغال کشور توسط مغول جریانات مخفی اجتماعی در لباس و ردای درویشی و ظاهر عزلت و دور از جامعه ، در زاویه و خانقاه نشینی یا دروه گردی و شب گردی ظاهر شد. دوره ظهور مرشد و مرید ، و پیران طریقت مثل حاج بکتاش ولی ،شیخ زاهد گیلانی ،صفی الدین اردبیلی،شاه نعمت الله ولی ،شمس تبریزی مولوی و سایرین برای حفظ معارف و عرفان و سررشته های اعتقادات دینی در مقابل  تاخت و تاز تیمور و چنگیز و هلاکو در پوستین عزلت نشینی چراغ راه معرفت و دینداری را روشن نگه داشتند.نقل از دراویشی که گذارشان به مرکز ویلکیج شمالی افتاده اینها را زمزمه کرده اند:

  • اوخودوم   درسیمی   ایله دیم تامام        سنه قربان اولوم اون ایکی ایمام 
  • اوخودوم درسیمی   دئدیلر بیلمز          سنه قربان اولوم  گوزه گورونمز

نقل از دوران تکم گردانی و دراویش کشکول تبرزین بدست:

  • سرتیپ   سر طویله ده باغلار بوز آتی         اونون بوینوندا وار قزل ساعاتی

      خانلار بیلر ورون بیزیم   باراتی

      سیزون بو تازه بایراموز موبارک           آیوز  ایلوز   هفتوز   گونوز موبارک

  • مه روزه ده روزه                             گویونون بیری    بی دریزه

    بایرام گلدی بایرام گلدی آی آمان           قیشون   یاریسیندا   قوتاردی سامان

    اشعار عروضی و هجایی

     فضولی و نسیمی شعر عروضی گفته اندهمینظور نظامی قونوی ؛ اما تحت تاثیر فرهنگ جغتایی و ختایی شعر هجایی هم به حوزه جغرافیایی ما نفوذکرده وشاه اسماعیل ختایی ،ابوالقاسم نباتی ، شهریار ، علی آقا واحد و سایرین شعر هجایی گفته اند.

   یومورتانی  گویچک گوللی بویاردخ         

  چاقشدرب سینان لارین سویاردخ

    اویناماخدان بیرجه مگر دویاردخ               

    علی منه یاشل آشخ  وئرردی                         ایرضا منه نوروز گولی درر دی             شهریار

   هجای 4و4و3  از شاه اسماعیل ختایی

  • بوگون   اله   آلماز اولدوم من   سازم             عرشه دیرک دیرک   چخار آوازم

     دورد بیر شیدیر  بیر قارن داشا لازم               بیر نفیس بیر کلام    بیر علیم  بیر ساز

  • ختایی بیچاره قولدور  شاهنا                     خونکار حاجی بکتاش نظرگاهنا

      دلی کونول   حاق اولان  دوش درگاهنا        اولان دئرسن    ار  ایله گوروش

       بر وزن فاعلات  فاعلات ، از شاه اسماعیل ختایی

     عاشیقی سن گل بری کیم نور ایمان منده دیر        زاهیدا سن نرده دسین  کیم نور ایمان منده دیر      

      ای جمالن حوسنونه  نور الهی دیر تمام          اول جمالن وصفی دیر ذیکریم همیشه صبح و شام

ادبیات شفاهی

        همراه و همزمان باسایر ملل ، بخشی از فرهنگ و هنر و ادبیات و حتی قسمت عمده رسومات یک قوم یا یک طایفه ، قراردادی و نانوشته و در راستای سیر تحولات حاکم بر آن شکل گرفته و تداوم داشته است ، به همین خاطر اینکه ادعا می شود ترکها ادبیات مکتوب ندارند ، این امر در سایرین هم صادق است اما شدت و ضعف دارد برای مثال کل مراسماتی که در بین سایر ملل از جمله قومیت های ایرانی در ارتباط با عزاداری برپا می گردد تقریبا مشابه هم هستند ، مراسم جشن عروسی هم تشابه زیادی بهم داشته ،جشن های فصلی و نوروز همین طور .  بخشی از سروده ها در ادبیات شفاهی مردم این دیار سینه به سینه نقل شده و مبدا آن نامشخص است ،بایاتی ها مبدا و منشاء آنها مشخص نیست و برخی ترانه های عاشق ها .

    در اینجا فقط می توانم از اهل تحقیق بخواهم که اسامی و متن ترانه ها را در یک مجموعه مستقل ، قبل از اینکه به بوته فراموشی سپرده شود جمع آوری کند و طبقه بندی و رده بندی کند . مثلا

 سودان گلن سرمه لی قئز ......   کوچه لره سو سپمیشم     .....   اوجا داغلار باشیندا   .....   

  کار بسیار بزرگی خواهد بود این ترانه ها را که بسیار لطیف و پر معنا هستند  به همراه آهنگ سازهای آذربایجانی تدوین کرده انتشار دهند. از زبان عاشق ها؛ عاشق هایی که مراسمات و جشن هارا برپا کردند و در ارتباط با کوچ و کوهها و کشاورزی و دامداری ترانه ها سردادند.

    بلکه بویرلره ای   گله بیلمه دیم       موغان   سلامت قال      داغ سلامت قال

    آراز آراز     آی آراز     سلطان آراز خان آراز

    اقوام ترک زبان در طی قرون و اعصار چادر نشین بوده اند برای  در میان اقوام ترک زبان به دلیل کوچ نشین بودن،ادبیات در قعر تاریخ صرفا شفاهی بوده اما به زودی در برخوردهای فرهنگی اقدام به خلق آثار هنری و ادبی نمودند .

            شعرو امثال و حکم در این دیار رایج بوده است . در پایان نامه آقای بلال دولتی با عنوان مونوگرافی نونه کران برخی از این اشعار را نقل کرده است.اگر بخواهیم رده بندی انجام بدهیم از این مجموعه ،شامل خواهد بود بر بایاتی ،نوروز خوانی ، تکم گردانی ، اشعار حماسی ،شعر عاشق ها ،امثال و حکم و اشعار عرفانی و درویش خوانی

کوشکی  بالابان     آرازا  باخان      آرازون سویی       گیلانا   آخان

    آنجا که می گوید(دوست دارم این  شعر را عرفانی تعبیر کنیم )

    ایشیدیم  ها ایشیدیم       داغدان آلما    داشیدیم     این یک شعر عرفانی در لفظ عامیانه است

آلما جیمی آلدیلار      منی یولا   سالدیلار     من یولمدان بزار رام         درین قویی   قازاران

  درین قویی بش   کیشی       .......  قنبر گئتدی او دونا          قاراماتدی   بودونا 

     قاراماتدی   قمیش دی      بش بارماغم گوموشدی       گوموشی وئردیم تاتا      تات منه داری وئردی    قوش منه قاناد وئردی

یا اینکه از سرگرمی بچه ها :

بورا بیر خرمنیدی      ایچی دولی درمانیدی     بورا بیر قوش قوندی   در بازی کودکان

     شاعر نونه کرانی گفته :

  • آی کندی   کندی   کندیدی          دواری دوارا بندیدی         مرنی اربه کندیدی     نونه کران شغول کندیدی  .....
  •  

    ......  بش تومنین  نه مدقاری        وئر آلله اوغلون    ساخلاسون     ایمام کمرین باغلاسون

      پیر زن   بافنده می خواند :

    آی فندی   فندی جهره        ایاغیمون بندی جهره       وءرایدیم   سئندرایدیم       گزیدیم کندی جهره       گوجا   پانبوغ   آلب دی      ایرمه میشم قالبدی

       اشعار بازی بچه ها :     اینه اینه    اوجی دومه  ....

  آی دوه دوه      ساقزی   منه        بالاوی   گوتیر     ایت جهنمه

        تکم گردان می خواند :

  • تکم   گئتدی مشکینه     گلمه دی اون بش گونه     تکمی اولدیر دیلر   سالدیلار خان کوشکینه
  • تکم    گئتدی مرنده      تاماشا دور گلنده          کول تکمون   باشینا      قایننه سی اولنده

   معماهای موزون :

  • آتلاریم    آتلار    چمنده   اوتلار        وقتی  گلنده     ساریسی  پارتلار
  • آغامون بیر دونی وار  قاتداماغ  اولماز          ایچینون مین   گولی وار ساناماغ اولماز
  • حاجی لار حاجا   گئدر              عهد ائلر  گئجه  گئدر  

   بیر یومورتانون  ایچینده            قرخ دنه جوجه گئدر

داغدا تاپلدار               چایدا شاپلدار          اوبادا بیمان       کتده سلیمان

    زیر کیلیم   زینجیر کیلیم    هاچرپاسان   چرپلماز

امثال  وحکم و داستانها

  آرپا بوغدا چتنه        یوخی گلدی بدنه

   آلله کمگی اولسون     دوروب اوینه گئدنه

اوغوللار آتانی    قئزلار   آنانی        پیس گلین   قاننه نی بینمز

  ایت ایتون  دایی سی     هایا   گئدر  هاممسی   

  ناتانش دان   ائل یاخشی        بیراهه دن یول یاخشی

   گونوزون شری   گئجه نون خیریندن یاخشی دی    

     ترانه ها

   یتیشدی توی آخشامی      گلون یاندرون شامی     

  آی عاشق تریفله   بیزیم گلینی       قاینینا دئنن باغلاسون بئلینی

   ال اوبا دئسون بی   تویون موبارک             بی سویندیرسین  اوباسینی ائلینی

ادامه دارد