اللهم صل علی محمد و آل محمد
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَی رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ
و به معبودانی که جز خدا می خوانند دشنام ندهید که آنان هم از روی تعدّی و جهل به خدا دشنام دهند. اینگونه برای هر امّتی عملشان را زینت داده ایم; سپس بازگشت آنان فقط به سوی پروردگارشان خواهد بود; آن گاه آنان را از آنچه می کردند باخبر خواهد ساخت.
|
به نام خداوند رحمتگر مهربان |
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ |
|
سوگند به ستاره هنگامي كه افول ميكند. (۱) |
|
وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ﴿۱﴾ |
|
كه هرگز دوست شما (محمد) منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است. (۲) |
|
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ﴿۲﴾ |
|
و هرگز از روي هواي نفس سخن نميگويد. (۳) |
|
وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿۳﴾ |
|
آنچه آورده چيزي جز وحي نيست كه به او وحي شده است. (۴) |
|
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ﴿۴﴾ |
|
آنكس كه قدرت عظيمي دارد او را تعليم داده. (۵) |
|
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ﴿۵﴾ |
|
همان كس كه توانائي فوق العاده و سلطه بر همه چيز دارد. (۶) |
|
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ﴿۶﴾ |
|
در حالي كه در افق اعلي قرار داشت. (۷) |
|
وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ﴿۷﴾ |
|
سپس نزديكتر و نزديكتر شد. (۸) |
|
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿۸﴾ |
|
تا آنكه فاصله او به اندازه دو كمان يا كمتر بود. (۹) |
|
فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿۹﴾ |
|
در اينجا خداوند آنچه را وحي كردني بود به بندهاش وحي نمود. (۱۰) |
|
فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿۱۰﴾ |
|
قلب او در آنچه ديد هرگز دروغ نميگفت. (۱۱) |
|
مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿۱۱﴾ |
|
آيا با او درباره آنچه ديده مجادله ميكنيد. (۱۲) |
|
أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿۱۲﴾ |
|
و بار ديگر او را مشاهده كرد. (۱۳) |
|
وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ﴿۱۳﴾ |
|
نزد سدرة المنتهي! (۱۴) |
|
عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى ﴿۱۴﴾ |
|
كه جنت الماءوي در آنجا است. (۱۵) |
|
عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ﴿۱۵﴾ |
|
در آن هنگام كه چيزي (نور خيره كنندهاي) سدرة المنتهي را پوشانده بود. (۱۶) |
|
إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى ﴿۱۶﴾ |
|
و چشم او هرگز منحرف نشد و طغيان ننمود. (۱۷) |
|
مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿۱۷﴾ |
اکبر محمد زاده Akbar Mohammadzade