اگر ستاره ای دارای منظومه سیارات بوده تبدیل به سیاه چاله شود چه اتفاقی می افتد؟

 

 تمام توصیفاتی که شنیده ایم داخل افق رویداد اتفاق می افتد.
افق رویداد برای ستاره در حد چاندراشکار 3حدودا کیلومتر می باشد.
بنابراین مثلا در فاصله یک واحد نجومی زمین همچنان دور ستاره مرکزی با همان سرعت و تکانه زاویه ای به گردش خود ادامه خواهد داد
سیاهچاله هیچگاه قوانین جاذبه عمومی و قانون پایستگی ماده و انرژی را نقض نمی کند.

وقتی ستاره ای تبدیل به سیاهچاله می شود در حقیقت در اثر فروریزش ماده درون ستاره به نقطه تکینه فاصله بین هسته های اتم ها و فاصله الکترونها با هسته حذف می شود و فضا و زمان درهم می پیچد. این اتفاق در شعاع مشخصی روی می دهد که بی نهایت نیست بلکه محدود است. از لحاظ نظری این شعاع را افق رویداد می نامند که هیچ ماده ای حتی نور نمی تواند از آن بگریزد.
تبدیل جرم ستاره اولیه به سیاهچاله قانون بقای ماده را نقض نمی کند چون سیاهچاله جرم دارد پس تاثیر گرانشی ان بر اطراف یا اجرام دیگر مثل همدم یا سیارات به همان میزانی است که ستاره اولیه داشت >فراموش نکنیم که با تبدیل به سیاهچاله جرم آن بی نهایت نشده است.
بنابر این چه خورشید امروزی و چه خورشید فرضا سیاهچاله ،میدان جاذبه اش به یک اندازه می باشد.
زوج الفای ارابه ران را قدیما سیا هچاله می پنداشتندولی سیاهچاله نیست و عدسی گرانشی هم ایجاد نمی کند

 سیاهچاله نتیجه بی نهایت ظاهر شده در تانسور فضا زمان می باشد اینجا استثنا یی ظاهر می شود

تحلیل درست اینچنین است که به بحث می گذارم:
ستاره ای که بسیار سنگین تر ازخورشید بوده تعادل هیدرواستاتیکی خود را از دست می دهد فروریزش گرانشی ماده درون ستاره به حدی سریع اتفاق می افتد که ستاره در شعاع شوارتزشیلد موسوم به افق رویداددچار تکینگی می شود این ماده تکینه در شعاع یاد شده دارای گرانش بینهایت است.اما نماد بیرونی ستاره همان ستاره اولیه است بدون افزایش جرم یا میدان گرانشی .
اتفاقا خمیدگی فضا زمان در مرز افق رویداد مورد مطالعه نظری قرار گرفته تبخیر ستاره و گسیل اشعه از این مرز توسط هاوکینگ محاسبه شده است.در هر حال مرکز سیاه چاله همان مرکز ستاره قبلی بوده فاصله آن باستاره همدم یا سیاره منظومه فرق نکرده است .در اینجا بحث جدیدی در رابطه با تعیین جرم سیاهچاله مطرح می شود که نقطه بدون نور و قدر ظاهری را تعیین جرم کنیم که درصورتی که حداقل یک سیاره یا مزدوج یافته باشیم می توان جرم را از روی قوانین فیزیکی محاسبه کنیم.
اگر خورشید تبدیل به سیاهچاله می شد زمین همچنان با مشخصات مداری حاضر دور آن می چرخید

 


این تصور که سیاهچاله ها همه چیز اطراف ازجمله ستاره همدم خودرا به سوی خود جذب می کنند بسیار اشتباه است.

تنها امید اخترشناسان به آشکار سازی جذب گازهای میان ستاره ای توسط سیاهچاله و نشر اشعه ایکس در قرص برافزایشی می باشد.
البته حجم گاز ورودی باید چشمگیر باشد تا اشکارسازی اشعه ایکس به راحتی صورت گیرد.

درمجموع برای بهم زدن تعادل مداری سیارات نیاز هست که تغییری اساسی در نیروی گرانش جسم مرکزی اتفاق بیفتد در حالی که جرم سیاهچاله برابر جرم ستاره نخستین بوده تغییری حاصل نشده است.

 

توضیحات تکمیلی سال 1396:

     تفاوتی که حاصل مطالعات اخیر بنده می باشد برای این موضوع بحث بعنوان تکمیل آن اضافه می کنم ، در نظرگرفتن نحوه تشکیل سیاه چاله می باشد. از روی این استدلال علمی ، نحوه شکل گیری سیاهچاله را به دو دسته تقسیم می کنیم : دسته اول سیاه چاله هایی است که در اثر رمبش ستاره بوجود می آینتد

 دسته دوم سیاه چاله هایی هستند که در اثر جذب جرم  از محیط اطراف یا متمرکز شدن هسته کهکشانها بوجود می آیند .این سیاه چاله ها جرم اطراف خود را جذب می کنند.

    خط کش های دوستیه در بیرون از افق رویداد در میدان گرانشی سیاهچاله مشابه ستاره معمولی هست.

در افق رویداد خط کش ها  بی نهایت کوچک و فضا - زمان بر روی خود بسته شده است.