"ارتباط طالع‌بینی به عنوان یک عنصر فرهنگی با دیگر عناصر فرهنگی مثل مذهب نیز از دیگر جذابیت‌های تاریخ است. اسلام و مسیحیت با اینکه در یک سطح با طالع بینی شدیداً مبارزه می‌کردند و آن را حرام و کفر می‌دانستند از طرف دیگر احکامی مشابه طالع‌بینی مثل نحوست قمر در عقرب و موارد مشابه صادر کرده‌اند که خود نشان از پیچیدگی روابط این حوزه‌های فرهنگی با هم در طول تاریخ دارد."   کانون نگارش و ترجمه "امیر محمد گمینی
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بنده این مطلب را در منبع یاد شده خوانده نظر خود را ارائه دادم.همان طور که ماههای شمسی مربوط به استقرار خورشید در صور فلکی دوازده گانه مثل حمل و حوت واسد و سنبله و میزان و....می باشد،ماه نیز در چرخش خود دور زمین در مواقع مختلف در یکی از صور فلکی استقرار می یابد.

بحث نحوست نبوده در متن روایت منع ازدواج در مقطع زمانی استقرار کره ماه در صورت فلکی عقرب گفته شده است.احتمال اینکه فصل یا ماه خاصی از سال در روایت مورد نظر باشد وجود دارد . توجه داشته باشید که در بسیاری موارد ازدواج مقدمه صاحب فرزند شدن است .

از نظر طبیعی می توان حساب کرد آیانه ماه بعد از استقرار کره ماه در صورت فلکی عقرب چه فصلی از سال خواهد شد(موقع تولد بچه).به نظر در اواسط آبان ،ماه معمولا در صورت فلکی عقرب قرار می گیرد.
برداشت شخصی بنده از این روایت این است که با توجه به اینکه تولد بچه در صورت ازدواج در آبان ماه ،در مرداد ماه سال آینده بوقوع می پیوندد لذا برای اینکه نگهداری بچه ای که در گرمترین ماه سال متولد شده سخت بوده برخی بیماریهای واگیر در این ماه شیوع پیدا می کند لذا پیغمبر اسلام غیر مستقیم به این مورد اشاره داشته اند.

بخصوص در مناطق حاره مثل عربستان.در عربستان و در دورانهای قدیم که امکانات کم بوده بچه هارا پس از تولد به دایه ها می سپردند تا در ارتفاعات و مناطق ییلاقی بزرگ کند. برای کسانی که امکان سپردن بچه به دایه وجود نداشته قطعا کار سختی بوده در مرداد بچه به دنیا بیاید.

اگر به طبیعت دقت کرده باشیم در اکثر حیوانات و پرندگان و پستانداران فصل تخم گذاری  طوری انتخاب شده است که در فصول فراوانی غذا نوزاد متولد شود.پرندگان در بهار جوجه هایشان از تخم بیرون می آید .اکثر جوندگان و گیاه خواران همین طور .

نقل از تبیان:

امام علی (علیه السلام) در پاسخ به مردی که از حضرت خواسته بود، به علت نحوست برخی ایام، در آن روز به جنگ خوارج نرود، فرمود: «گمان مى‏کنى تو از آن ساعتى آگاهى که اگر کسى حرکت کند زیان نخواهید دید؟ و مى‏ترسانى از ساعتى که اگر کسى حرکت کند ضررى دامن گیر او خواهد شد؟


کسى که گفتار تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است، و از یارى طلبیدن خدا در رسیدن به هدف‏هاى دوست داشتنى، و محفوظ ماندن از ناگواری ها، بى‏نیاز شده است. گویا مى‏خواهى به جاى خداوند، تو را ستایش کنند. چون به گمان خود مردم را به ساعتى آشنا کردى که منافع شان را به دست مى‏آورند، و از ضرر و زیان در امان مى‏مانند. اى مردم، از فرا گرفتن علم ستاره شناسى براى پیش گویى‏هاى دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریا نوردى و صحرا نوردى به آن نیاز دارید، چه این که ستاره شناسى (و پیش بینی هایی در رابطه با آینده افراد) شما را به غیب گویى و غیب گویى به جادوگرى مى‏کشاند، و (چنین) ستاره شناسی چون غیب گو، و غیب گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر در آتش جهنم است. با نام خدا ( و با توکل بر خدا) حرکت کنید».[10] تبیان

موضوع قمر در عقرب امری است که بر طبق آن فتوا داده شده است ولی باید در نظر داشت که فتوا ویژه مواردی است که در روایت ذکر شده است (سفر، ازدواج)، و علاوه بر این، حکمی که به آن فتوا داده شده کراهت است نه حرمت؛ لذا برخی از فقهاء گفته اند: اگر امر اهم مانند اطاعت والدین (مثلاً والدین به فرزند خود در روزی که قمر در عقرب است، دستور سفر دهند) یا حج واجب، با این موضوع تنافی پیدا کند، آن امر اهم مقدم می شود"تبیان